پژوهشگران مدرن در مورد «سان تزو» تردیدهایی اساسی دارند، اما مورخین دوران باستان او را به دورهی «بهار و پاییز»، در حدود سدهی ششم پیش از میلاد مسیح، نسبت می دهند. در دورهای که میان دولت های رقیب، جنگ های پیدرپی برای به دست گرفتن کنترل کامل امپراتوری جریان داشت، فرمانروایان برای ژنرال های کارآزموده دستمزدهایی کلان می پرداختند. طبق روایت تاریخنگار باستانی، «سیما چیان» (حدود 145 تا 85 پیش از میلاد)، «سان تزو» پس از آن که «پادشاه هه لو» از «حکومت چی» کتاب «هنر جنگ» را خواند، به استخدام او درآمد.

این تاریخنگار روند استخدام «سان تزو» را روایت می کند، اگرچه بسیاری از مفسران در درستی این گزارش تردید دارند. با این حال، نام «سان تزو» در دیگر گزارش های مهم تاریخی در این دوره دیده نمی شود و بسیاری از جزئیات مربوط به زندگی، کار و مرگ او ناشناخته باقی مانده است. با این وجود، رسالهی نظامیاش از دروان باستان با نام او پیوند خورده است: «سان تزو»، عنوانی احترامآمیز که به معنای «استاد سان» است.
«دورهی بهار و پاییز» و همچنین دورهی «حکومت های جنگطلب»—که گمان می رود «سان تزو» در آن زمان زیسته، جنگیده و به خلق اثر پرداخته است—با نبردهای مداوم برای دستیابی به برتری میان بزرگترین حکومت های چین در آن زمان شناخته می شد. درگیری به مدت چندین قرن، به پیشرفت ها و نوآوری های نظامی، مانند کمان صلیبی (زوبین)، انجامید، اما در عین حال بیثباتی اجتماعی به شکلی بنیادین را نیز به همراه داشت. در این دوران پرآشوب، بسیاری از فیلسوفان و آموزگاران از حکومتی به حکومت دیگر سفر می کردند و خرد و اندرزهای خود را در اختیار حاکمان قرار می دادند. در میان آن ها، «کنفوسیوس» احتمالا برجستهترین چهره بود و آموزه های ساختارمند او دربارهی جامعهی متمدن تا امروز نیز در چین تأثیرگذار باقی مانده است. «تائوئیسم»، آیینی مبتنی بر تلاش برای رسیدن به هماهنگی با همه چیز، نیز در همین دوره پدید آمد و همچنان یک دیدگاه فلسفی مهم در چین معاصر به شمار می آید.
نویسندگان چینی در دوران باستان، اندیشه ها و گفته های خود را بر روی تکه های بامبو می نوشتند و سپس آن را به صورت طومارهایی به هم می بستند. کهن ترین نسخه های خطی کتاب «هنر جنگ» نیز چنین طومارهایی هستند و همین امر باعث شده است که پژوهشگران دربارهی ترتیب اصلی این اثر بحث کنند.
تعادل
مفاهیم چینیِ سنتیِ «یین» و «یانگ» در ادراک «سان تزو» از جهان نقشی اساسی داشتند. از همین رو، «یین» و «یانگ» در رویکرد او در راهنمای مشهورش دربارهی جنگیدن—که حدود سال 500 پیش از میلاد نوشته شد—نیز بازتاب یافتهاند. «یین» و «یانگ» نمایانگر تعادل طبیعی موجود در همه چیز هستند؛ برای مثال، تاریکی و روشنایی، ضعف و قدرت، یا فراز و نشیب. در درون هر یک از این دو جفت متضاد، بینهایت حالت و ترکیبِ ممکن وجود دارد که به هر لحظه، هر تعامل و هر وضعیت شکل می دهد.
«سان تزو» استدلال می کند که اگر فرماندهان بتوانند تعادل میان دگرگونی های بیپایان «یین» و «یانگ» را در جنگ به درستی ارزیابی و محاسبه کنند، نهتنها می توانند خود را با موفقیت در برابر دشمن آماده سازند، بلکه می توانند اوضاع را به سود خود نیز تغییر دهند. پیروزی را می توان از راه ادراک، تحلیل، و کنش به شکلی دقیق بر اساس تعادل نیروهای تأثیرگذار در جهان تضمین کرد.
«سان تزو» از همان سطرهای آغازین رساله نشان می دهد که برای هر نتیجه، نتیجهای متضاد وجود دارد و برای هر مزیتی، زیانی. در حقیقت او با بیان نتایج دوگانهی جنگ، بر اهمیت آن تأکید می کند: «جنگ جایگاه زندگی و مرگ است، راهی به سوی بقا یا نابودی.» این سخن نهتنها نشان می دهد که سرنوشتِ هر کس یا پیروزی است یا شکست—و نه هر دو با هم—بلکه یادآور می شود که برای هر برنده، بازندهای نیز وجود دارد، که تأکیدی دوباره بر مفهوم «تعادل» است.
در حالی که پیروزی و شکست مفاهیمی نسبتا انتزاعی و غیرمادی هستند، «سان تزو» به اهمیت مادی «یین» و «یانگ» در جنگ اشاره می کند. او «آسمان» را اینگونه به توصیف می کشد: «یین و یانگ، سرما و گرما، چرخهی فصل ها.» این سخن به قوانین طبیعی حاکم بر جهان اشاره دارد—قوانینی که موجب طلوع و غروب خورشید، دگرگونی آبوهوا و غیره می شود. همهی این موارد را می توان محاسبه و، مهمتر از آن، پیشبینی کرد. از این رو، جنبه های مادی «یین» و «یانگ» در برنامهریزی برای چگونگی درگیری در جنگ بسیار حیاتیاند—از جمله، حمله مکانی مرتفع به سمت پایین یا پرهیز از جنگیدن در اوج سرمای زمستان.
«سان تزو» همچنین تأکید می کند که در درون هر جفت نیروی درهمتنیده، تعداد زیادی گوناگونی وجود دارد. این امر ممکن است تصویری از جهان در قالب آشوبی تمامعیار ایجاد کند، مانند گردابی از نیروها که در حال نبرد با یکدیگر هستند؛ با این حال، هر وضعیت همچنان تحت سلطهی قانون اصلی تعادل میان «یین» و «یانگ» قرار دارد، به این معنا که جریان کلی نبرد تا حدی قابل محاسبه است (حتی اگر پیوسته در حال تغییر باشد). توجه به این مفهوم تعادل، کلیدهای فهم و شکست دادن حریف را در اختیار فرماندهای می گذارد که از بینش و خرد برخوردار است. او اینگونه می تواند دریابد که چگونه به بهترین شکل به اقدامات دشمن پاسخ دهد و همچنین پیشبینی کند که دشمن در هر موقعیت مشخص چگونه به اقدامات او واکنش نشان خواهد داد.
«یین» و «یانگ» در نظر «سان تزو»، قوانین راهنمای جنگ هستند، درست مانند سایر جنبه های زندگی. سازوکارهای متغیر میدان نبرد، جریانی همیشه در حال تغییر از برتری و ضعف، و فرصت و تهدید را پدید می آورد که یک فرماندهی خردمند باید آن را ارزیابی و بر آن غلبه کند. رویکرد «سان تزو» به جنگ—که برنامهریزی و خرد را ارج می نهد—دیدگاه چینی باستانی به نظمِ پرآشوب جهان را آشکار می کند: هر لحظه تنها یک بار در قالب نتیجهی احتمال های بینهایت رخ می دهد، اما قوانین منظمی که بر تحقق آن حکمرانی می کنند، قابل فهم هستند و می توان آن ها را به سود خود به کار برد. هنر جنگ در همین نکته نهفته است.
شکل آب
در رسالهی کهن «سان تزو»، کتاب «هنر جنگ»، مطمئنترین راه برای رسیدن به پیروزی، راهبردی است که بر بهرهگیری از شرایط میدان نبرد استوار باشد—از جمله، شرایط محیطی یا خلقوخوی فرماندهی دشمن. پیمودن مسیری که کمترین میزان مقاومت را در پی دارد، پیروزی همهجانبه را تضمین می کند؛ که یعنی پیروزی که در آن دشمن شکست می خورد (با هدف گرفتن نقاط ضعف آن ها)، سرزمین خودی حفظ میشود (مثلا از پیامدهای مالیِ نبردی که بیدلیل طولانی شده باشد)، و سربازان سالم نزد خانواده های خود بازمی گردند (تا به کار ادامه دهند و برای کشور ثروت تولید کنند).
تأکید «سان تزو» بر پیروزی کامل به واسطهی پرهیز از فرسایش بیش از حد—از جمله، از بین نبردن دشمنی که پیشاپیش شکست خورده به منظور جلوگیری از تحمیل هزینههای بیمورد بر سربازان یا منابع—نشانگر نگاه او به جنگ به عنوان شبکهای پیچیده از کنش ها و واکنش های درهمتنیده است؛ شبکهای که در آن، انتخاب مسیر دارای کمترین مقاومت، مطمئنترین راه برای عبور ایمن از آشوبِ منظم جهان به شمار می آید.
«سان تزو» بارها میان نیروهای نظامی و آب، قیاس هایی را ارائه می کند. هر دو تابع قوانین طبیعیاند، و می توانند هنگام انباشتگی فوقالعاده قدرتمند شوند، و در زمان سکون، هر ضربهای را تاب آورند. آب، تحت تأثیر قوانینی همچون گرانش، تنها به سبب وزن خود می تواند به نیرویی بسیار قدرتمند تبدیل شود. به گفتهی «سان تزو»، یک ارتش نیز می تواند اینچنین باشد: «ارتشی پیروزمند همچون آبِ انباشتهای است که فرو می ریزد از هزار ژرفا در گلوگاه.» پیروزی ممکن است صرفا به واسطهی توجه به چگونگی شرایط حاصل شود، به واسطهی تأکید بر نقاط قوت ارتش—از جمله توان جسمانی برتر یا روحیهای نیرومند.
با این وجود، همانگونه که آب شکلی همیشگی ندارد، هیچ فرمول یگانهای برای پیروزی نیز در کار نیست: «جنگ سازوکاری یکسان ندارد؛ آب شکلی یکسان ندارد.» نکتهی مهم، شناخت دشمن و درک قوانین حاکم بر جهان است تا مسیری روشن و کارآمد به سوی موفقیت فراهم شود. همانگونه که آب مسیرِ دارای کمترین مقاومت را می پیماید، ارتش نیز باید چنین کند: نقاط ضعف دشمن را هدف بگیرد، و با واکنش به چگونگی شرایط، هموارترین راه را به سوی پیروزی کامل برگزیند. «سان تزو» نشان می دهد که موفقیت از سنجش، ادراک و حرکت بر اساس قوانین طبیعی جهان به دست می آید؛ به شکل مشابه، موفقیت نظامی از یافتن بهترین راهبرد حاصل می شود، و نه از قدرت و خشونت محض.