اگرچه ویرانی و شکست ژاپن در طول «جنگ جهانی دوم»، پسزمینهی رمان «هنرمندی از جهان شناور» اثر «کازوئو ایشی گورو» را شکل می دهد، این داستان به شکل گستردهتر به دگرگونی های جامعه ژاپن در طول پنجاه سال نخست قرن بیستم می پردازد.

کتاب «هنرمندی از جهان شناور» شباهت هایی عمیق—در تم ها، ساختار، و حتی کاراکترها—با رمانی دیگر از «ایشی گورو»، کتاب «بازمانده روز» دارد؛ اثری که بر تأملات یک پیشخدمت انگلیسی در سال های پس از جنگ جهانی دوم تمرکز دارد و می کوشد با این واقعیت کنار آید که برای مدتی در استخدام همکاران «نازی ها» بوده است. آثار «ایشی گورو» همچنین به خاطر پرداختن به مضامینی همچون «خاطرات» و «احساس گناه»، با نویسندهی معاصر او، «ایان مک یوون» ارتباط برقرار می کند.
خاطره
«ماسوجی اونو»، پروتاگونیست رمان «هنرمندی از جهان شناور»، مردی سالخورده است که به گذشتهی خود می نگرد و خاطراتش را ثبت می کند. اما «اونو» میان میل به ارزیابی صادقانهی گذشتهی خود و نیاز به دوری از هرگونه احساس پشیمانی در نوسان است. از آنجا که این انگیزه ها با یکدیگر ناسازگارند، روایت «اونو» به واسطهی فریب خویشتن دچار تحریف می شود، چون او می کوشد از احساسات ناسازگار خود بگریزد، و همینطور از آگاهی از اشتباهات و تقصیرهای خویش، و البته—آنچه از همه چیز برایش هراسناکتر است—این نتیجهگیری که ثمرهی یک عمر کار و فعالیتش بیاهمیت بوده است.
روایت «اونو» از چند جهت نشان می دهد که او یک «راوی غیرقابل اعتماد» است. نخست، استفادهی او از ضمیر دوم-شخصِ «تو» به شکل نامشخص، انگار که مخاطبی در حال شنیدن سخنان اوست، نشان می دهد که «اونو» نمی خواهد تردیدی را بپذیرد که دربارهی گذشتهی خود احساس می کند. او از طریق خطاب قرار دادن شخصی دیگر، وانمود می کند در حال توضیح رویدادهایی است که به خوبی آن ها را درک می کند و به این صورت از اعتراف به ابهام عمیقی که نسبت به گذشتهی خود دارد، می گریزد.
دوم، «اونو» از توصیف برخی رویدادهای سرنوشتساز زندگیاش که نمی تواند با آن ها روبهرو شود، خودداری می کند. او به واسطهی امتناع از شرح این ریددادها نشان می دهد که آن ها همان لحظاتی در زندگیاش هستند که او بیش از همه دربارهشان احساس گناه دارد. سوم، «اونو» اغلب دربارهی دقت روایت خود تردید می کند و می گوید دیگران نمی توانند رویدادها را آنگونه که او تجربه کرده است، ببینند—نکتهای که این احتمال را به وجود می آورد که «اونو» نهتنها از احساس گناه می گریزد، بلکه ممکن است دربارهی زندگی خود دچار اشتباه شده باشد یا حتی دروغ بگوید.
درنهایت، غیرقابل اعتماد بودن روایت «اونو» امکان تفسیرهایی گوناگون از میراث او را به وجود می آورد. در یک طرف، ممکن است «اونو» چیزی جز یک نقاش کماهمیت نبوده که زندگیاش تأثیر چندانی بر اطرافیانش نگذاشته است. به این صورت، شاید او تا این اندازه درگیر بحث دربارهی گناهکار بودن یا بیگناهی خود است تا از پذیرش چیزی بگریزد که حتی بیش از احساس گناه برایش هراسانگیز است: بیاهمیتی. در طرف دیگر، ممکن است آثار هنری «اونو» در تعیین سرنوشت جنگ دارای اهمیت بوده باشد. رمان هر دوی این احتمالات را ممکن باقی می گذارد و نشان می دهد که نهتنها خاطرات اغلب تحت تأثیر رویدادهای آینده دگرگون و بازتفسیر می شوند، بلکه مرز میان درک و فریب خویشتن، درنهایت ناشناختنی است.
هنر
بزرگترین آرزوی «ماسوجی اونو»، پروتاگونیست رمان «هنرمندی از جهان شناور»، این است که به هنرمندی موفق و برجسته تبدیل شود. اما در حالی که «اونو» از نظر فنون نقاشی، ماهر است، درک او از جهان—و نقش هنر در آن—چندان متبحرانه نیست. «اونو» که از بینش شخصیِ نیرومندی برای هنر و پیام آن بیبهره است، در جستوجوی سبکی که برایش شهرت یک هنرمند بزرگ را به ارمغان آورد، از یک جنبش هنری به جنبشی دیگر روی می آورد. رمان با دنبال کردن مسیر «اونو» از یک هنرمند تجاری تا نقاش سبک «یوگا» (Yōga)، و سپس هنر ملیگرا و خالق پروپاگاندا، مردی را نشان می دهد که زندگیاش را صرف تحسین خود به خاطر جسارت در فاصله گرفتن از استادانش و همینطور مشارکت های هنریِ ضروریاش می کند.
با این وجود، در پایان زندگی «اونو» مشخص می شود که او در حقیقت فقط از دیگران پیروی کرده و آثاری بیالهام و بیاهمیت، یا آثاری را پدیده آورده که بازتابی از بدترین تمایلات در جامعهاش بوده است. «اونو» در جستوجوی اهمیت و تأثیرگذاری بر زمانه، آثاری را خلق کرد که نتوانستند از آزمون زمان در امان بماندند و همراه با هر مُد و گرایش گذرا بیاهمیت شدند، پس از آن که جهانی که او به تصویر می کشید، محو شد و از میان رفت. رمان به این نکته می پردازد که هنرمندِ «مرتبط با زمانه»، که به جریانهای تجاری و سیاسی عصر خود واکنش نشان می دهد، ممکن است برای مدتی مورد ستایش قرار گیرد، اما درنهایت خارج از زمانهی خود، به فردی بیاهمیت تبدیل می شود.
تصویر رمان از هنرمندی خودبین که آثارش با گذر زمان اهمیتشان را از دست می دهند، معنای عنوان کتاب را مشخص می کند. «اونو» که در طول عمرش مورد تحسین قرار گرفته است، دوست دارد باور کند که آثارش بااهمیت بودهاند و به یاد خواهند ماند. اما در حقیقت او تنها یکی از هنرمندان متعدد در زمانهی خود بود که آثاری تقلیدی در سبک هایی ابداع شده توسط دیگران خلق می کرد.
«اونو» از طریق شکل دادن به آثارش بر اساس نیازهای زمان ها و مکان های خاص، و با تقلید از کسانی که به شهرت رسیدهاند، به موفقیتی گذرا دست می یابد. اما این جهان، نه پایدار و همیشگی، بلکه گذرا و «شناور» است. رمان نشان می دهد جهانی که «اونو» در آن هنرمندی مهم به شمار می رفت، پیشاپیش در حال محو و جایگزین شدن با جریان ها، اندیشه ها، رویدادها و هنرمندان جدید است.
خانواده
اگرچه بخش زیادی از رمان «هنرمندی از جهان شناور» به کاوش در وجهه و جایگاه پروتاگونیست و راوی داستان، «ماسوجی اونو»، می پردازد، نوع دیگری از وجهه و جایگاه که به همان اندازه مهم است، به شکلی آشکار در روایتِ «اونو» مورد بررسی قرار نمی گیرد. وجهه و جایگاه خانوادگی—و در سوی منفی، رازهای شرمآور خانوادگی—ممکن است برای رویدادهایی که در رمان رخ می دهد، بسیار مهمتر از جایگاه فردیِ «اونو» باشد.
نپرداختن «اونو» به موضوع وجههی خانوادهاش اسرارآمیز به نظر می رسد. آیا این امر بازتابی از خودشیفتگی اوست که دربارهی کسانی که از دست داده است، و همینطور زندگی آن ها، سخن نمی گوید؟ یا این که «اونو» از طریق تمرکز بر میراث حرفهای خود، از روبهرو شدن با اندوهِ از دست دادن برخی از مهمترین افراد زندگیاش می گریزد؟
در نگاه نخست، پرهیز «اونو» از پرداختن به گذشتهی خانوادهاش و ترجیح دادن صحبت دربارهی حرفهاش، او را فردی خودپسند، شیفتهی کار و بیعاطفه جلوه می دهد. گرچه این امکان وجود دارد، به همان اندازه نیز ممکن است که او از این موضوع خودداری می کند چون بیش از اندازه برایش دردناک است. همانگونه که «اونو» نسبت به توصیف جدایی دردناک میان خودش و شاگردش بیعلاقه است، از توصیف فقدان اعضای خانوادهاش حتی بیشتر اکراه دارد.
صحبت دربارهی رازهای خانوادگی به معنای صحبت در مورد خانواده به شکل کلی است، و خانوادهی «اونو» همواره به شکلی دردناک از هم گسسته بوده است. شکاف های موجود در روایت، در جاهایی که احساسات «اونو» دربارهی گذشتهی خانوادهاش می توانست بیان شود، به یک اندازه ممکن است نشانگر بیاعتناییِ برآمده از بیعاطفگی، یا خودداریِ برآمده از حساسیت نسبت به موضوعاتی واقعا دردناک باشد.