گتسبی بزرگ

The Great Gatsby

معرفی کتاب گتسبی بزرگ اثر اف. اسکات فیتزجرالد | ایران کتاب

گتسبی بزرگ، نام رمانی است که نویسنده ی شهیر آمریکایی، اف. اسکات فیتزجرالد در سال 1925 به رشته ی تحریر درآورد. کتاب گتسبی بزرگ، داستان شخصیت هایی را روایت می کند که در شهری خیالی به نام «وست اگ» در تابستان سال 1922 زندگی می کنند. داستان عمدتا، به میلیونری جوان و اسرارآمیز به نام جی گتسبی و عشق آرمانی و بی حد و حصر او به دختری زیبا به نام دیزی بوکانن می پردازد. گتسبی بزرگ که مهم ترین اثر به جای مانده از فیتزجرالد به حساب می آید، به موضوعاتی چون زوال، آرمان گرایی، مقاومت در برابر تغییر، تحول اجتماعی، افراط و تفریط پرداخته و دوره ای تاریخی و مهم در تاریخ آمریکا موسوم به «عصر جاز» را به تصویر می کشد. فیتزجرالد، ایده ی داستان را از مهمانی هایی به دست آورد که در خلال بازدید از ساحل شمالی لانگ آیلند در آن ها شرکت کرده بود. او در سال 1923 طرح داستانی کتاب را شروع کرد و درباره ی این رمان گفته است: «می خواستم چیزی جدید خلق کنم؛ چیزی خارق العاده، زیبا، ساده و با طرحی منسجم.»

کتاب گتسبی بزرگ


ویژگی های کتاب گتسبی بزرگ

جزو فهرست ۱۰۰ کتاب قرن لوموند

جزو لیست برترین رمان های انگلیسی گاردین

2 فیلم با همین عنوان، بر اساس این کتاب در سال های 1974 و 2013 ساخته شده است.

مشخصات کتاب گتسبی بزرگ
انتشارات:مجید (به سخن)
نویسنده :
مترجم :
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-964-453-091-3
تعداد صفحه :224
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :1925
سری چاپ :3
نکوداشت های کتاب گتسبی بزرگ
A curious book, a mystical, glamorous story of today.
کتابی کمیاب، داستانی عرفانی و درخشان درباره ی عصر حاضر.
New York Times New York Times

A magnificent tour de force.
موفقیتی باشکوه.
Planet Ebook

The supreme achievement of Fitzgerald’s career.
بزرگترین دست آورد حرفه ای فیتزجرالد.
Goodreads

بخش هایی از کتاب گتسبی بزرگ (لذت متن)
نمی تونم برات بگم وقتی فهمیدم دوستش دارم چه قدر تعجب کردم. حتی مدتی امیدوار بودم ولم کنه ولی این کار رو نکرد. چون اونم منو دوست داشت. فکر می کرد من خیلی چیز سرم می شه برای این که چیزهایی که من می دونستم با چیزهایی که اون می دونست تفاوت داشت ...

به هوش که اومدم خودم را کاملا بی کس حس کردم. بلافاصله از پرستار پرسیدم که پسره یا دختره. وقتی بهم گفت دختره سرم رو برگردوندم و زدم زیر گریه. گفتم خیلی خب، خوشحالم که دختره. امیدوارم که خل باشه - واسه ی این که بهترین چیزی که یک دختر تو این دنیا می تونه باشه، همینه، یک خل خوشگل.

در مدتی که دیزی حرف می زد افسره طوری بهش نگاه می کرد که هر دختری دلش می خواد یه مردی یه وقتی تو زندگی نگاش بکنه.