کتاب بلندی های بادگیر

Wuthering Heights

مشخصات کتاب بلندی های بادگیر
مترجم :
شابک : 978-9641851813
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 438
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 1847
نوع جلد : جلد سخت
سری چاپ : 15
زودترین زمان ارسال : 20 آذر

Wuthering Heights

  • 15 % تخفیف
    قیمت : 56,000 | 47,600 تومان

  • موجود
  • انتشارات: افق افق
مشخصات کتاب بلندی های بادگیر
مترجم :
شابک : 978-964-369-850-8
قطع : جیبی
تعداد صفحه : 600
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 1847
نوع جلد : جلد سخت
سری چاپ : 8
زودترین زمان ارسال : 20 آذر

Wuthering Heights

مشخصات کتاب بلندی های بادگیر
مترجم : نگار غلامپور
شابک : 978-9649741013
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 368
سال انتشار شمسی : 1397
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 7
زودترین زمان ارسال : 20 آذر

Wuthering Heights

مشخصات کتاب عشق هرگز نمی میرد
مترجم : پرویز پژواک
شابک : 978-9643511227
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 446
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 1847
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 5
زودترین زمان ارسال : 21 آذر

Wuthering Heights
چرم، لب طلایی

مشخصات کتاب عشق هرگز نمی میرد
مترجم : هانیه احمدزاده
شابک : 9782000654971
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 496
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 1847
نوع جلد : زرکوب
سری چاپ : 3
زودترین زمان ارسال : 21 آذر

Wuthering Heights

مشخصات کتاب بلندی های بادگیر
مترجم :
شابک : 978-6001218132
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 438
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 1847
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 5
زودترین زمان ارسال : 20 آذر

معرفی کتاب بلندی های بادگیر اثر امیلی برونته

بلندی های بادگیر، داستان پرشور و طوفانی عشق جنون آمیز و به نوعی شیطانی میان کاترین ارنشاو و هیثکلیف است. هیثکلیف، کودکی سرراهی بود که پدر کاترین، او را به فرزندی پذیرفت. پس از مرگ آقای ارنشاو، هیثکلیف توسط برادر کاترین، هیندلی، مورد آزار و تحقیر قرار می گرفت؛ او با فکر این که عشقش به کاترین، کاملا یک طرفه است، بلندی های بادگیر را ترک می کند و سال ها بعد در هیبت مردی ثروتمند و باوقار بازمی گردد. او با این هدف به خانه ی سابقش بازگشته که انتقام سختی از عاملین بدبختی های گذشته اش بگیرد. اتفاقات داستان، پر از آشوب و گهگاهی خشونت آمیز هستند، اما ساختار پیچیده، توصیفات هنرمندانه از شخصیت ها و تخیلات و تصویرسازی های شاعرانه ، این اثر را به رمانی منحصربه فرد و شاهکاری در طول تاریخ ادبیات انگلیس بدل کرده است. کتاب بلندی های بادگیر، به خاطر به تصویر کشیدن پیچیدگی ها و آشفتگی های ذهنی شخصیت ها و نقد هنجارها و ارزش های جامعه ی ویکتوریایی با توجهی ویژه به مسائلی چون تزویر در دین، اخلاقیات، طبقه های اجتماعی و برابری جنسیتی، تأثیر شگرفی بر اذهان عمومی گذاشت.

کتاب بلندی های بادگیر


ویژگی های کتاب بلندی های بادگیر

جزو لیست برترین رمان های انگلیسی گاردین

فیلم هایی بر اساس این کتاب بین سال های 1920 تا 2011 ساخته شده است.

امیلی برونته
امیلی برونته، در ۲۱ آوریل ۱۸۱۸ در تورنتن (برادفرد)، یورکشر، شمال انگستان، به دنیا آمد. در سال ۱۸۲۰ افراد خانواده به هاورت، در همان یورکشر، کوچ کردند و پدر خانواده، کشیش مقیم آن ناحیه شد و تا زمان مرگ، این مقام را حفظ کرد. امیلی برونته خواهر کوچک تر شارلوت برونته و خواهر بزرگ تر ان برونته بود. امیلی مانند خواهرش شارلوت، در کاون بریج به مدرسه ی مخصوص دختران کشیش ها رفت. در سال ۱۸۳۸ معلم شد اما به سبب دشواری کارش آن را رها کرد. در سال ۱۸۴۲ برای یادگیری زبان فرانسه و آلمانی به بروکسل رفت و یک سال...
نکوداشت های کتاب بلندی های بادگیر
A tempestuous and untamed romance.
داستان عاشقانه ای پرتلاطم و طوفانی.
Barnes & Noble

One of the pinnacles of 19th century English literature.
یکی از قله های ادبیات انگلیس در قرن نوزدهم.
Amazon Amazon

It is as if Emily Brontë could tear up all that we know human beings by, and fill these unrecognizable transparencies with such a gust of life that they transcend reality.
انگار که امیلی برونته می توانست تمام چیزهایی که با آن ها، انسان را می شناسیم از هم بگسلد و این خلاءهای ناشناخته را با چنان نیرویی از زندگی پر کند که حقیقتی والاتر شکل بگیرد.
Virginia Woolf

قسمت هایی از کتاب بلندی های بادگیر (لذت متن)
الان برایم کسر شأن است که با هیث کلیف ازدواج کنم؛ او نباید بفهمد که چقدر عاشقش هستم، نه فقط به خاطر اینکه خوش سیماست بلکه چون بیش از من شبیه خود من است. روح از هر چه ساخته شده باشد، جنس روح او و من از یک جنس است.

همین الان از دیدن صاحب خانه ام برگشته ام. مرد گوشه گیری که باعث زحمتم خواهد شد. محلی که در آن اقامت کرده ام دهکده ای بسیار زیباست و برای آدمی مثل من که از مرگ می گریزد، جایی چون بهشت است. آقای هیث کلیف و من چه خوب می توانیم با هم کنار بیاییم! او دوست بزرگواری است که وقتی مرا سوار بر اسب دید که به طرفش می روم، نگاه مشکوکی به من انداخت.

من قلبت را نشکسته ام، خودت آن را شکسته ای؛ و با شکستنش، قلب من را نیز شکسته ای.