تصویر دوریان گری، اثری کلاسیک است که به اندازه ی قهرمانش، در حصار زمان نیست.
در تصویر دوریان گری، ترس و وحشت در پشت زیبایی پنهان می شود.
داستان تمثیلی و اخلاقی درخشان وایلد درباره ی جوانی، زیبایی و فساد.
درون کالسکه با کلاه تا پیشانی پایین کشیده، دوریان گری، با بی تفاوتی به ننگ و پستی های آن شهر بزرگ نظر می افکند، و گاهی به گاه کلامی را که لرد هنری در خانه بزیل هال وارد به او گفته بود تکرار می کرد: «روح آدمی رو هیچ چیز جز حس های انسان شفا نمی ده؛ و حس های انسان رو هم چیزی جزروح آدمی شفا نمی ده.» آری، راز همین بود. و آن را چندین بار آزموده و بازهم می آزمود. تریاک خانه ها بودند که می شد درآن ها نسیان خرید، وحشت خانه ها بودند که درآن ها می شد یاد گناهان کهنه را با جنون معصیت های نو برانداخت.
همیشه مقدرات شومی در کمین کسی است که به حد کمال برسد؛ چه کمال زیبایی جسمی و چه کمال وسعت روحی.
تنها ملاحت گذشته در این است که گذشت و تمام شد. اما زن ها این را نمی فهمند. نمی توانند این را بر خود هموار کنند که وقتی پرده افتاد، پرده افتاده و نمایش تمام شده است.
در این مطلب، بخش هایی یکسان از ترجمه های مختلف کتاب «تصویر دوریان گرِی» اثر «اسکار وایلد» را با هم می خوانیم.
در این مطلب قصد داریم به تعدادی از کتاب های کلاسیک کوتاه بپردازیم که انتخاب هایی عالی برای ورود به جهان آثار کلاسیک به شمار می آیند.
آثاری که شروع کننده ی مسیرهای حرفه ایِ درخشانی بودند و در برخی موارد، یک شَبه خالق خود را به شهرت رسانده اند.
این نوع از ادبیات از صحنه های تاریک و دلهره آور و روایت های ملودراماتیک بهره می گیرد تا با ساختن فضاهای عجیب و غریب، پر رمز و راز و ترسناک، ما را به صندلی هایمان میخکوب کند
دو نیرو در دنیا وجود دارد؛ یکی شمشیر است و دیگری قلم. نیروی سومی نیز هست که از آن دو قدرتمندتر است: نیروی زنان.
بخش زیادی از چیزی که آن را «زندگی طبیعی انسان» می نامیم، از ترس از مرگ و مردگان سرچشمه می گیرد.
چه اتفاقی می افتد وقتی دو ژانر علمی تخیلی و فانتزی، و انتظارات متفاوتی که از آن ها داریم، در تار و پود یکدیگر تنیده شوند؟
زمانی در تاریخ بشر، تمامی آثار ادبی به نوعی فانتزی به حساب می آمدند. اما چه زمانی روایت داستان های فانتزی از ترس از ناشناخته ها فاصله گرفت و به عاملی تأثیرگذار برای بهبود زندگی انسان تبدیل شد؟
وقتی که آثار کلاسیک را مطالعه می کنید، در واقع در حال خواندن کتاب هایی هستید که نقشی اساسی در شکل گیری چگونگی نوشتن و خواندن ما در عصر حاضر داشته اند
کسی این کتاب رو از نشر افق خونده؟ ترجمه خوبه و اینکه سانسورش زیاد نیست؟
من ترجمه نشر افق رو دارم، با نسخه انگلیسی مقایسه کردم سانسور خیلی زیادی داشت، و خود ترجمه هم خوب نبود.
تا حالا کارکتری مثل لردهنری رو تو هیچ رمانی ندیدم دیالوگاش محشره .. درواقع داستان حول لرد هنری میگذره به نظرم
این کتاب یه تیکه الماسه اونم وقتی با ترجمه سپاس ریوندی باشه
چه نبوغی داشته اسکار وایلد که همچین شاهکاری رو خلق کرده . تصویر دوریان گری یه داستان با لایههای عمیق و پر معنیه. بعد خوندن کتاب فیلمش رو هم ببینید و دو برابر لذت ببرید .
درود اسم فیلم و کارگردان اثر کیه ؟
از نشر مد با ترجمه آقای ریوندی خوندم . واقعا دیالوگهای جالبی بین شخصیتها رد و بدل میشد
داستان خیلی خوبی داشت، ترجمهی نگاه هم خوب بود
مقدمه اقای ریوندی برام ارزش بیشتری نسبت به خود کتاب داشت ممنون اقای ریوندی منتظر اثار دیگه تون هستم
رمان بسیار عمیق با شیرجه ای عمیق به عمق روان انسان. یک مفهوم از کتاب که در بار اول تموم کردنش بیشتر برای من برجسته بود این بود که منشأ بدیها و ذلت همه از خودخواهی انسان نشأت میگیرد، بهتر است هرازگاهی فراتر از سود و لذتهای خودمان به احساسات و دردهای اطرافیان و حتی افراد غریبه اهمیت بدهیم. و چقدر جالب که درست قبل از این کتاب، رمان "ارباب و بنده" را از تولستوی خوانده بودم با مفهموی کاملا در راستا با این رمان شاهکار. خواندن این دو کتاب به همه توصیه میشود
درمورد خود داستان گفتنیها زیاده. ولی فعلا خودم رو درحدی نمیبینم که درموردش نظر بدم. فقط میتونم به همه توصیه کنم که حتما این رمان رو بخونند و لذت ببرند و یاد بگیرند. ببینند که چطور فلسفهبافیهای پوچ لرد هنری روحی به معصومیت روح دریان رو تباه کرد. درمورد ترجمههم، به نظر من، آقای سپاس ریوندی بهطرز اعجابآوری عالی عمل کردند
داستان که فوق العاده بود و نمونه ای از قدرت قلم اسکار وایلد هست. به جز نشر مد پول به چیز دیگه ای ندین چون ترجمه سپاس ریوندی واقعا کامل و درسته.
چند کامنت پایینتر اخر داستان اسپویل شده پس کامنتهای پایینتر رو نخونید تا لذت خوانش کتاب رو مثل من از دست ندید
کتاب جالب و خوبیه
۶۰۰ هزار تومن...
این کتاب ازوناییه که آروم و با آرامش باید خونده بشه، هیچ عجله ای برای پیش بردن داستان نکنید چون بنظرم پایانش مهم نیست، مهم مسیریه که دوریان طی میکنه تا به فساد و نابودی میرسه، نابودی روحش. نشون میده وقتی لذت از مراحل اولیهش خارج میشه لایههای تاریک انسانی نمایان میشه برای کسب لات بیشتر. با خوندن کتاب با خودتون فکر میکنید یه انسان برای ارضا خودش و لذت بردن از زندگی تا کجا میتونه پیش بره و لذت ببره. بهای این لذت جویی چقدره … شاید برای افرادی که کمتر آثار کلاسیک مطالعه کردن خیلی جذاب نباشه و برای شروع انتخاب مناسبی نباشه. بنظرم اسکار وایلد در توصیف احساسات کاراکترها فوق العاده عمل کرده. کتابی که بیش از یک بار باید خونده بشه و درک بشه. نشر مد ترجمه بسیار عالی داشت. سپاسگزارم
این کتاب واقعا گردن کلفته واقعا ارزش داره حتی چند بار خونده شه در طول زندگی
با وجود ترجمه سپاس ریوندی، خرید ترجمههای دیگر مصداق پول را دور ریختن است.
امروز این اثر هنری تمام عیار رو به اتمام رسوندم و در یک کلمه این کتاب رو خلاصه میکنم : "فناناپذیر". اثری بسیار تاثیرگذار در ژانر گوتیک(Gothic) که فرد رو از همون شروع کتاب تسخیر میکنه و عملا جدا شدن از این کتاب تقریبا غیر ممکنه. حالا چرا فناناپذیر: بدلیل اینکه بعد از پایان کتاب ساعتها و شاید روزها ذهن شما رو درگیر خودش کنه و شما رو به این فکر وامیداره که اگر دوریان در بخشهایی از زندگیاش تصمیماتش رو تغییر میداد آیا زندگی اش دستخوش تحول میشد یا اونچه که پیش اومده بود رو نمیتونست تغییر بده ؟ و همین باعث میشه که شما در آینده دوباره این کتاب رو بارها و بارها مرور کنید. نثر کتاب بسیار ادبی و در عین حال روان میباشد که به درک کتاب کمک شایانی کرده که (به نظر شخصی بنده) فقط از دستان و ترجمه توانمند جناب ریوندی بر میآمد . نشر مد هم در صحافی و طرح جلد بسیار خوب عمل کرده و درضمن از کاغذ بالک استفاده شده که چشم رو آزار نمیده و با خیال راحت میتونید خودتون رو در این شاهکار ساعتها غرق کنید. عزیز دلید.
اولین پیشنهادی که دارم؛ اینه که اگر زیاد با حال و هوای آثار کلاسیک آشنایی ندارین یا علاقه آنچنانی ندارین سمتش نیاین، چون ممکنه یه کوچولو کسلکننده به نظر برسه. اگر بخوام خلاصه و بدون اسپویل بگم، داستانیه دربارهی سقوط اخلاقی، شهوت و غرور، البته با چاشنی کمی شوخطبعی. شخصیتپردازی اسکار وایلد بینظیره! تا جایی که شما حس میکنین با دوریان، بازیل و هنری سر یه میز نشستین و اونا دارن اتفاقای روزشونو براتون میگن. همینقدر واقعی و ملموس.
کتاب، بهراستی شاهکاری عظیم بود. من به هر شخصی توصیه میکنم که حداقل یکبار این کتاب را بخواند و با قلم غنی و فاخر و پربار وایلد آشنا شود. البته ترجمهی آقای ریوندی هم معرکه بود. چه عالی توانسته بودند لحن وایلد را منتقل کنند. ادبی ولی در عین حال، فصیح و بلیغ. فکر نمیکنم بهتر از این میشد ترجمه کرد.
این بار باهاتون بشدت سر ترجمهی سپاس ریوندی موافقم ❤️❤️🤝
در یک کلام شاهکار . بینظیره هیچ جوره از دستش ندید . ترجمه نشر نگاه خوب بود