کتاب جاناتان استرنج و آقای نورل Jonathan Strange & Mr Norrell


  • قیمت : ۷۰,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

مروری بر جاناتان استرنج و آقای نورل
محمدعلی فائزی محمدعلی فائزی

در زمان شروع قرن نوزدهم، دو جادوگر بسیار متفاوت در انگلستان ظهور می‌کنند و تاریخ این کشور را تغییر می‌دهند. در سال 1806 و در بحبوحه‌ی جنگ‌های ناپلئون در خشکی و دریا، اکثر مردم بر این عقیده‌اند که جادو برای مدت‌هاست که از انگلستان رخت بربسته است—تا این‌که مردی منزوی به نام آقای نورل، پرده از قدرت‌هایش برمی‌دارد و یک‌شبه به فردی مشهور تبدیل می‌شود. خیلی زود پس از این اتفاق، جادوگری دیگر خودنمایی می‌کند: مردی جوان، جذاب و بی‌باک به نام جاناتان استرنج. او شاگرد نورل شده و این‌دو با هم به نیروهای درحال جنگ با فرانسه می‌پیوندند. اما استرنج با گذشت زمان، بیشتر و بیشتر درگیر دیوانه‌وارترین و خطرناک‌ترین جادوها می‌شود و رابطه‌اش با نورل و تمام چیزهای باارزش زندگی‌اش را به خطر می‌اندازد.

خرید و معرفی کتاب خواندنی جاناتان استرنج و آقای نورل



مشخصات جاناتان استرنج و آقای نورل
قطع :رقعی
شابک :978-600-182-152-3
وزن :1510
تعداد صفحه :1280
سال انتشار شمسی :1394
سال انتشار میلادی :2004
سری چاپ :1

ویژگی ها

برنده ی جایزه ی لوکس برای بهترین رمان سال 2005

برنده ی جایزه ی هوگو سال 2005

نکوداشت
Clarke's imagination is prodigious, her pacing is masterly.
قوه ی تخیل کلارک، شگفت انگیز و ضرب آهنگ داستان هایش استادانه است.
 New York Times New York Times

Right now all we really need to do is open to chapter one and start reading, with mounting excitement.
تمام کاری که اکنون باید بکنیم این است که بخش اول کتاب را باز کنیم و با هیجانی فزاینده، شروع به خواندن کنیم.
 Washington Post Washington Post

An absorbing tale of ambition and mortal conflict steeped in folklore and legend.
داستانی گیرا درباره ی جاه طلبی و نبردی مرگ بار، آمیخته با داستان های قومیتی و افسانه ای.
 Kirkus Reviews Kirkus Reviews

لذت متن
لرد ولینگتون از استرنج پرسید: «آیا یک جادوگر می تواند کسی را از طریق جادو بکشد؟» استرنج اخمی کرد. به نظر می رسید که از این سوال خوشش نیامده است. استرنج درنهایت گفت: «فکر کنم یک جادوگر بتواند، اما یک شخص محترم هرگز نمی تواند این کار را بکند.

او خرقه ای به رنگ طوفان، سایه و باران به تن کرد و گردنبندی از قول های عمل نشده و افسوس به گردن آویخت.

او برای اولین بار فهمید که جهان به هیچ وجه احمق نیست، بلکه صرفا منتظر کسی است که با او به زبانی که می فهمد، حرف بزند.