عشق به موکلی اعدامی، پرونده ای شکست خورده و کابوس هایی از طناب دار، گذشته ی مهام بهاوند است، وکیلی که در قامت یک کاراگاه مجبور به قبول یک پرونده ی پدرکشی می شود. با هر قدم جلو رفتن در پرونده مهام می فهمد که دارد در هزارتویی از خیانت، پول شویی، و مافیای اقتصادی پیش می رود. از پشت دیوارهای هزارتو مدام نام زنانی اغواگر یا قربانی به گوش می رسد: گوهر، گراناز، آذر و مهلا... دیوارهای این هزارتو که شهر کرج بستر آن است مدام به دور مهام تنگ تر و تنگ تر می شوند تا او نتواند راه درست خروج از این پرونده را پیدا کند، به دور از باج خواهی، خون ریزی و عاشقی.
ارزش خوندن داره از پیچیدگی داستان خوشم اومد همینطور از شجاعت زنان که نویسنده به خوبی به تصویر کشیده
یک نوآر ایرانی بسیار جذاب
یک رمان جنایی در ژانر نوآر که بسیار تامل برانگیز ور در عین حال دلنشین و جذاب است. از آن دسته رمانهایی است که به محض خواندن پاراگارفهای اول آن زیباییشناسیاش خواننده را در بر میگیرد و به سختی میتوان کتاب را زمین گذاشت. بنده که خواندم و لذت بردم.