در این میان، بسیاری از مسلمانان هند نیز ناراحت بودند، اما به دلایلی متفاوت. جوانان مسلمان برخلاف همتایان هندوی خود، خواهان پذیرش فرهنگ بریتانیایی نبودند. جوامع آن ها هنوز درد شکست ناشی از شورش را، که باعث شد نیروهای بریتانیا حکومت مسلمانان را براندازند، احساس می کردند. از آن گذشته، آن ها از این که یک قدرت خارجی مسیحی به جای حکومتی مسلمان بر هند فرمانروایی می کرد آزرده و خشمگین بودند. افزون بر آن، بسیاری از مسلمانان، که یک پنجم هند را تشکیل می دادند، احساس می کردند در «کنگره ملی هند» به تعداد کافی نماینده ندارند. هرچند کنگره اعضای ادیان و فرقه های بسیاری را در بر می گرفت، در آن اکثریت با هندوها بود. بسیاری از مسلمانان از آن بیم داشتند که در «کنگره ملی هند» اینک کسانی دست بالا را دارند که هوادار ترویج ملی گرایی هندو به مثابه جایگزینی برای فرمانروایی بریتانیا هستند. همچنین بسیاری از منتقدان مسلمان به این نتیجه رسیده بودند که کنگره توانایی نمایندگی شایسته دو هویت دینی ناهمسان آیین هندو و اسلام را ندارد. آقا سید احمدخان، وکیل و پیشوای دینی مسلمان، تاکید می کرد که هند مانند عروسی است که دو چشم زیبا و درخشان دارد، هندوها و مسلمانان.
کتاب مفیدی هست برای آشنایی اولیه با استعمار انگلیس در هند کتاب شورش ۱۸۵۷ شروع میکند. شورشیان هندی حتی به زنان و کودکان انگلیسی در کانپور رحم نکردند که چنان افکار عمومی انکلیس را علیه هند برانگیخت که چارلز دیکنز، نویسنده مشهور، آرزو کرد که ای کاش او فرماندهی این جنگ را برعهده داشت. سرآخر سلسله مغولی هند ساقط و انگلیس بر شبهقاره مسلط شد. نکات جالب دیگری هم در کتاب هست، مثلا چطور فیلسوف انگلیسی به نام اکتاویان هیوم که معترض سیاست دولت بریتانیا بود، به تاسیس کنگره ملی هند کمک کرد که بعدها گاندی و نهرو بدان پیوستند.
کتاب مقدماتی خوبیه... حتی شاید فراتر از مقدماتی!