1. خانه
  2. /
  3. کتاب مگره در پیکراتس

کتاب مگره در پیکراتس

نویسنده: ژرژ سیمنون
پیشنهاد ویژه
3.1 از 1 رأی

کتاب مگره در پیکراتس

Maigret au “Picratt's
٪20
200000
160000
معرفی کتاب مگره در پیکراتس
نام ژرژ سیمنون با مجموعه‌ی کمیسر مگره گره خورده و رمان «مگره در پیکراتس» یکی از آن آثاری است که به‌خوبی نشان می‌دهد چرا این شخصیت تا این اندازه در ادبیات پلیسی اروپا ماندگار شده است. داستان که نخستین‌بار در سال ۱۹۵۰ منتشر شد، خواننده را به محله‌ی مون‌مارتر و حوالی پیگال در پاریس می‌برد؛ جایی که زندگی شبانه، کاباره‌های ارزان‌قیمت، مصرف مواد مخدر و رفت‌وآمد آدم‌هایی که معمولا در حاشیه‌ی جامعه قرار دارند، بخشی از فضای روزمره به شمار می‌رود. ماجرا از شبی آغاز می‌شود که آرلت، رقاص جوان کاباره‌ی پیکراتس، در حالی که مست و آشفته است به اداره‌ی پلیس مراجعه می‌کند و از گفت‌وگویی عجیب حرف می‌زند. او مدعی است حرف دو مرد را شنیده که درباره‌ی قتل یک کنتس صحبت می‌کردند و نام فردی به اسم اسکار نیز در میان حرف‌هایشان به گوشش خورده است. مأموران در ابتدا حرف‌های او را جدی نمی‌گیرند و حتی خود آرلت نیز کمی بعد گفته‌هایش را پس می‌گیرد، اما چند ساعت بعد جسد او در آپارتمانش پیدا می‌شود. کمی بعدتر، زنی سالخورده از طبقه‌ی اشراف به نام کنتس ون فارنهیم نیز با همان شیوه به قتل می‌رسد و پرونده‌ای شکل می‌گیرد که از همان ابتدا بیش از آنکه بر پایه‌ی سرنخ‌های روشن استوار باشد، بر ابهام، تناقض و هویت‌های پنهان بنا شده است.
رمان «مگره در پیکراتس» در ظاهر یک داستان جنایی کلاسیک است، اما مسیر تحقیقات کمیسر ژول مگره تفاوت زیادی با الگوی رایج کارآگاه‌های مشهور ادبیات پلیسی دارد. او کمتر به دنبال نمایش نبوغ یا بازی‌های پیچیده‌ی ذهنی است و بیشتر تلاش می‌کند در فضای زندگی آدم‌ها حل شود. مگره ساعت‌های طولانی را در کاباره‌ی پیکراتس می‌گذراند، به رفتار مشتری‌ها و کارکنان نگاه می‌کند، با صاحبان آنجا معاشرت می‌کند و می‌کوشد به جای کنار هم چیدن صرف شواهد، منطق پنهان پشت رفتار شخصیت‌ها را بفهمد و حضور بازرس جوان لاپوئن نیز اهمیت پیدا می‌کند.
یکی از نکاتی که هنگام خواندن این رمان جلب توجه می‌کند، تصویری است که سیمنون از پاریس پس از جنگ ارائه می‌دهد. در «مگره در پیکراتس» خیابان‌های خیس، کافه‌های نیمه‌تاریک، آپارتمان‌های کوچک و فرسوده و آدم‌هایی که هر کدام به نوعی گرفتار گذشته یا شرایط زندگی خود شده‌اند، بخش اصلی این جهان را تشکیل می‌دهند و خواننده به تدریج متوجه می‌شود که مسئله‌ی اصلی فقط پیدا کردن قاتل نیست، بلکه شناخت شبکه‌ای از روابط فرسوده، وابستگی‌ها و رازهایی است که سال‌ها زیر سطح زندگی روزمره پنهان مانده‌اند. در بسیاری از صحنه‌ها، سکوت و انتظار اهمیت بیشتری از تعقیب و گریز دارند و همین ویژگی باعث شده این اثر در میان علاقه‌مندان رمان‌های پلیسی واقع‌گرایانه جایگاه ویژه‌ای پیدا کند.
«مگره در پیکراتس» از آن دسته رمان‌های ژرژ سیمنون است که بیش از تکیه بر غافلگیری‌های پی‌درپی، روی خلق فضا و شناخت روان آدم‌ها استوار شده است. لایه‌ی جنایی داستان بهانه‌ای برای ورود به جهانی است که در آن مرز میان قربانی و گناهکار همیشه روشن نیست. شخصیت‌ها اغلب گذشته‌ای دارند که رفتار امروزشان را توضیح می‌دهد و همین مسئله به روایت عمق بیشتری می‌بخشد. خواندن این کتاب، نوعی قدم زدن در مون‌مارتر دهه‌ی پنجاه میلادی است؛ جایی که شب‌ها طولانی‌اند، نور نئون کاباره‌ها روی خیابان‌های خیس منعکس می‌شود و پشت چهره‌های ظاهرا عادی، رازهایی نهفته است که دیر یا زود خود را نشان می‌دهند. اقتباس‌های متعدد سینمایی و تلویزیونی که در کشورهای مختلف از این اثر ساخته شده‌اند نیز نشان می‌دهد فضای خاص و شخصیت‌های آن، همچنان ظرفیت زنده ماندن در قالب‌های مختلف را حفظ کرده‌اند.
درباره ژرژ سیمنون
درباره ژرژ سیمنون
ژرژ سیمنون، زاده ی فوریه ۱۹۰۳ و درگذشته ی ۴ سپتامبر ۱۹۸۹، نویسنده ی بلژیکی بود. از وی که به خاطر نوشتن رمان های پلیسی شهرت داشت نزدیک به ۵۰۰ رمان و تعداد بسیاری آثار کوتاه منتشر شده است. سیمنون خالق شخصیت کمیسر مگره یکی از سرشناس ترین کارآگاه های ادبیات پلیسی جهان است.ژرژ ژوزف کریستین سیمنون در ۱۳ فوریه سال ۱۹۰۳ در شهر لیژ بلژیک به دنیا آمد. پدرش دزیره در یک شرکت بیمه حسابدار بود.ژرژ در سال های ۱۹۰۸ تا ۱۹۱۴ در مدرسه ی سن آندره به تحصیل پرداخت و با آغاز جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ به کالج سن لویی رفت که دبیرستانی تحت نظارت ژزوئیت ها بود. تا پیش از ۱۹۱۸ به مشاغل مختلفی از جمله شاگردی در کتابفروشی پرداخت، اما در ژانویه آن سال در پی بیماری پدرش ترک تحصیل کرد و در نشریه ی گازت دو لیژ به عنوان خبرنگار مشغول کار شد.این شغل به او امکان داد با گروه های و طبقات مختلف مردم از جمله افرادی که در هتل های ارزان قیمت اقامت داشتند، وقتشان در نوشگاه ها سپری می شد و گهگاه گذارشان به ادره پلیس می افتاد سر و کار پیدا کند و با منش و رفتار آن ها به خوبی آشنا شود. این آشنایی زمانی که بعدها نویسندگی حرفه اصلی اش شد بسیار به کار آمد. کار در گازت که روزنامه ای پرتیراژ و عامه پسند بود باعث شد تا مهارت های تندنویسی و ویرایش سریع متون نوشتاری را به خوبی فرا بگیرد. عادت تندنویسی تا پایان کار حرفی اش با او ماند به نحوی که می توانست یک رمان کامل را تنها در سه ساعت بنویسد و آماده ی چاپ کند!سیمنون در خلال جنگ جهانی دوم در وانده می زیست و در همین دوران بود که با آندره ژید نویسنده ی نامدار فرانسوی آشنایی یافت. در ۱۹۴۵ پس از آن که گشتاپو به یهودی بودن وی شک برد، از فرانسه اشغال شده گریخت و به آمریکا رفت. دوران اقامت در آمریکا از خلاقانه ترین ایام زندگی زندگانی پربار سیمنون بود. در ۱۹۵۵ بار دیگر به اروپا بازگشت و نخست در فرانسه و سپس در سوئیس اقامت گزید. در ۱۹۷۲ عملا داستان نویسی را کنار گذاشت و به نگارش زندگینامه ی خود پرداخت.خودکشی دخترش ماری ژو در ۱۹۷۸ باعث شد تا سال های پایانی عمر را در اندوه و تنهایی سپری کند. در ۱۹۸۴ به علت تومور مغزی مورد عمل جراحی قرار گرفت و ظاهرا بهبود یافت اما طی چند سال بعد وضع جسمانی اش به وخامت گرایید و در شب چهارم سپتامبر ۱۹۸۹ در شهر لوزان سوئیس، هنگامی که درخواب بود، از دنیا رفت.
قسمت هایی از کتاب مگره در پیکراتس

در ساعت چهار و نیم بامداد، دختر جوانی که به زحمت روی پایش بند بود وارد کلانتری کوچه لأرشفوکو شد. آرلت، رقاص کاباره پیکراتس، آمده بود تا از جنایتی قریب الوقوع خبر دهد. او ادعا می کرد که به طور اتفاقی شنیده که دو مرد قصد جان یک کنتس را دارند. اما پس از گذشت چند ساعت و بازیافتن هشیاری اش، آنچه را که گفته بود پس گرفت. سربازرس ژول مگره هنگامی وارد ماجرا شد که پیکر بی جان آرلت را در خانه اش یافتند...

مقالات مرتبط با کتاب مگره در پیکراتس
داستان های معمایی و تریلر، قلمرو هیجان و تعلیق
داستان های معمایی و تریلر، قلمرو هیجان و تعلیق
ادامه مقاله
نظر کاربران در مورد "کتاب مگره در پیکراتس"
1 نظر تا این لحظه ثبت شده است

کارهای ژرژ سیمنون فراتر از کارهای پلیسی-جنایی معمول و عمق و بُعدی داره. اما این اثر معروف باگ‌های پازلی داشت.

1403/06/22 | توسطمیلاد
0
| |