حماسههای «ایلیاد» و «ادیسه» (افسانههای شفاهی یونانی که «هومر» احتمالا حدود ۶۰۰ تا ۸۰۰ سال پیش از «ویرژیل» آنها را کامل کرد و نوشت)، از نظر ساختار، موضوع و حتی وزن شعر، تأثیر بسیار زیادی بر «انهاید» گذاشتند. در واقع، «ویرژیل» آگاهانه تلاش کرد همان اثری را برای روم خلق کند که «ایلیاد» و «ادیسه» برای یونان بودند: حماسهای درباره قهرمانی بزرگ که هویت ملت خود را تعریف میکند و به آن شکوه میبخشد. «ویرژیل» نیز مانند «هومر» درباره جنگ و سرگردانی در دریای مدیترانه نوشت، اما ترتیب رویدادها را تغییر داد، و ابتدا به توصیف سفرها و سپس به جنگها پرداخت.

«تروآییها» در حماسه «انهاید» به بسیاری از مکانهایی سفر میکنند که یونانیان «هومر» نیز رفتند، از جمله جزیره «سایکلاپس»، تنگه «اسکیلا» و «خاروبدیس» و «جهان زیرین». این آثار دارای برخی شخصیتهای مشترک نیز هستند، هرچند از «اولیس»، «آشیل» و «هکتور» فقط چند بار در «انهاید» نام برده میشود. در واقع، خود «آئنیاس» نیز شخصیتی برگرفته از آثار «هومر» است. در «ایلیاد»، «آئنیاس» در قالب یکی از فرماندهان «جنگ تروآ» ظاهر میشود و «آپولون» و «نپتون» او را نجات میدهند تا سرنوشت مقدرش را بهعنوان رهبر «تروآییها» پی بگیرد. نویسندگان رومی دیگری نیز پیش از «ویرژیل» داستانهایی درباره «آئنیاس» نوشته بودند، اما هیچیک از نظر خلاقیت و تأثیرگذاری به «انهاید» نرسیدند.
«ویرژیل» اندکی پیش از مرگ درخواست کرد که نسخه خطی ناتمام «انهاید» سوزانده شود. خوشبختانه، «آگوستوس» این درخواست را نادیده گرفت و نسخهای از «انهاید» که امروز در اختیار داریم، با وجود برخی سطرهای ناتمام، پس از مرگ «ویرژیل» دستخوش ویرایشهای گسترده نشده است. هنوز هم این موضوع محل بحث است که آیا «ویرژیل» قصد داشت شعر خود را با پایانی مثبتتر به پایان برساند یا خیر.
سرنوشت
در حماسه «انهاید»، سرنوشت یا تقدیر نیرویی مطلق و شکستناپذیر است—هر آنچه سرنوشت مقرر کند، ناگزیر اتفاق خواهد افتاد. سرنوشت «آئنیاس» این است که شهری را در ایتالیا بنیان بگذارد و او همین کار را انجام خواهد داد. شخصیتها میتوانند اراده آزاد داشته باشند و در برابر سرنوشت مقاومت کنند، اما درنهایت، این مقاومت بیفایده است.
«یونو» میتواند رسیدن «آئنیاس» به «لاتیوم» را برای مدتی به تأخیر بیندازد، اما نه برای همیشه. «دیدو» میتواند «آئنیاس» را برای مدتی در «کارتاژ» نگه دارد، اما نه برای همیشه. «تورنوس» نیز میتواند به شکل موقت در برابر «آئنیاس» ایستادگی کند، اما نه برای همیشه.
در حالی که مقاومت در برابر سرنوشت برای ایزدان بهندرت پیامدهایی آشکار دارد، تلاش موجودات فانی مانند «دیدو» و «تورنوس» برای مقابله با تقدیر به نتایجی فاجعهبار منتهی میشود. این مسئله نشان میدهد که مقاومت در برابر سرنوشت از دیدگاه این حماسه، امری منفی تلقی میشود. اگرچه سرنوشتهای از پیش تعیین شده ممکن است تعلیق داستان را از بین ببرند، اما نوع دیگری از کشمکش در «انهاید» جریان دارد: آیا شخصیتها سرنوشت خود را میپذیرند یا نه، و در مسیر تحقق سرنوشتشان با چه رویدادها و دشواریهایی روبهرو میشوند.
موضوع سرنوشت همچنین به پیوند دادن داستان «آئنیاس» با دوران حکومت «آگوستوس سزار» کمک میکند کسی که هنگام نگارش «انهاید» بر این «امپراتور روم» فرمانروایی میکرد. سرنوشت «آئنیاس» پایهگذاری تمدنی است که بعدها به «روم» تبدیل خواهد شد، و همچنین آغاز سلسلهای از پادشاهان که درنهایت به «آگوستوس» میرسد. بنابراین، این منظومه به حکومت «آگوستوس» قدرت و مشروعیت میبخشد: «آگوستوس» مقدر شده بود که فرمانروایی کند، و ریشههای این تقدیر تا نیاکان او امتداد مییابد.
«آنخیسس» این نکته را در «جهان زیرین» بهروشنی بیان میکند، وقتی رهبران آینده «روم» را به «آئنیاس» نشان میدهد. به این ترتیب، سرنوشت نهتنها پیرنگ داستان را توجیه میکند، بلکه بهعنوان ابزاری برای مشروعیت بخشیدن به حکومت «آگوستوس» نیز به کار میرود.
رُم
«رم» در مرکز منظومه «انهاید» قرار دارد. بنیانگذاری این شهر و امپراتوری که از آن پدید خواهد آمد، نقطه پایانی سرنوشت «آئنیاس» است. هنگامی که «آئنیاس» در «جهان زیرین» و از طریق توصیفهای آنخیسس، برای نخستین بار بهطور مشخص با آینده «رم» آشنایی مییابد، این شهر برای او به نمادی از بزرگترین دستاوردهای آیندهاش تبدیل میشود، و او را در تمام آزمونها و دشواریهای بعدی به پیش میراند.
برای «آئنیاس» و مردماش، «رم» همچنین تجسم خانهای تازه است که جایگزین خانه از دست رفته آنها در «تروآ» خواهد بود—مکانی که در آن میتوانند جامعهای را بنا کنند، خدایان خود را بپرستند و سرنوشتشان را تحقق ببخشند. بهطور خلاصه، خانه سرچشمه هویت است، جایی که میتوانند تمام چیزهایی را بنا کنند که ارزش پایبندی را دارد.
حماسه «انهاید» همزمان «آئنیاس» را دلیلی برای شکوه و بزرگی «رم» برمیشمرد. «ویرژیل» این منظومه را در دوران «عصر طلایی» نوشت و اثرش بهمنزله اسطورهای بنیادین عمل میکند که از یک سو «رم» را به سنت ادبی یونان باستان، یعنی «ایلیاد» و «ادیسه»، پیوند میدهد و از سوی دیگر، به واسطه نشان دادن این که «رم» بر ارزشهایی همچون پارسایی و رهبری عادلانه بنا شده است، توضیح میدهد که چرا «رم» از آن سنت فراتر میرود.
«آنخیسس» در «جهان زیرین» تا جایی پیش میرود که برتری «رم» را نسبت به یونانیان و تمام ملتهای دیگر توضیح میدهد. او بیان میکند که «رم» توانایی منحصربهفردی دارد: با مردمان مغلوب با مدارا رفتار میکند و مغروران را به زیر میکشد. به بیان دیگر، بزرگترین فضیلت «رم» صرفا توانایی در فتح سرزمینهای جدید نیست، بلکه تبدیل این سرزمینها به بخشی از یک مجموعه متحد و صلحآمیز است. در واقعیت نیز «رم» دقیقا به همین دلیل تمدنی استثنایی بود. «امپراتوری روم» توانست بخش بزرگی از جهان شناختهشده، از جمله تمام سرزمینهای پیرامون «دریای مدیترانه»، را فتح و سپس دو قرن از صلح و آرامش را حفظ کند.
جنگ
جنگ در سراسر حماسه «انهاید» حضور دارد. «جنگ تروآ» از طریق بیرون راندن «آئنیاس» از شهرش، «تروآ»، سفر او را آغاز میکند، و نبردی دیگر در مناطق ایتالیا به آن پایان میدهد. شخصیتها به شکل پیوسته با احتمال وقوع خشونت روبهرو هستند؛ آنها گاهی با ارائه پیشکشهای گوناگون و تشکیل اتحاد میکوشند از آن جلوگیری کنند، و گاهی با شتاب بهسوی میدان نبرد میروند تا شجاعت خود را به اثبات برسانند. این جنگها هرگز صرفا نبردهایی هدفمند و راهبردی نیستند که برای به دست آوردن زمین، قدرت یا ثروت انجام شوند، بلکه بسیاری از آنها از مسائل شخصی و پیشپاافتاده مانند توهینها و کینههای قدیمی سرچشمه میگیرند.
«جنگ تروآ» به دلیل اختلاف سه الهه بر سر این موضوع آغاز میشود که کدام یک از همه زیباتر است. جنگ در ایتالیا نیز زمانی رقم میخورد که «تورنوس» از این موضوع خشمگین میشود که غریبهای قرار است با دختر موردعلاقهاش ازدواج کند. «یونو» نیز با دامن زدن به مجموعهای طولانی از توهینها و بیاحترامیهای خیالی، آتش این جنگ را شعلهورتر میکند.
این آغازهای بهظاهر بیاهمیت به جنگهایی میانجامند که فرصت کسب افتخار را فراهم میکنند؛ اما «ویرژیل» در عین حال، بارها آنها را در قالب رویدادهایی بیرحمانه و بیمعنا به تصویر میکشد که مادران را از پسران و پسران را از پدران جدا میکنند. با این حال، حماسه «انهاید» از طریق سخنان «آنخیسس» در «جهان زیرین»، نکتهای مهم را مطرح میکند: «رومیان» این توانایی منحصربهفرد را خواهند داشت که با شکستخوردگان در جنگ با مدارا رفتار کند (که در تضادی آشکار با رفتار یونانیان با مردم «تروآ» قرار دارد). به این ترتیب، «انهاید» نشان میدهد که «رومیان» از طریق «آئنیاس»، رویکردی تازه در جنگ خواهن داشت—آنها جنگ خواهند کرد تا صلح را برقرار سازند.