مثل سایر نوشتههای یوزف روت بسیار خوب بود. و مشابه اغلب نوشتههای روت به نظرم شرح سرگشتگی انسان است. من دو بخش عمده در مطالعه کتاب درک کردم، بخشی که شخصیت اصلی در شرق (روسیه شوروی) و بخشی که در غرب (اروپا) حضور دارد. بخش اول سرعت روایت بالاست و اتفاقات مختلف رخ میدهد و بخش دوم سرعت روایت پایین است و نویسنده بیشتر به توصیف مکانها و شخصیتها میپردازد که در مقایسه با بخش اول کمی خستهکننده است. شاید نویسنده به صورت عمدی این رویه را پیش میگیرد و یا شاید به دلیل روزنامهنگار بودن در نوشتن ناول و داستانهای بلند دچار این الگو میشود. چون در عصیان و ایوب هم تقریبا همین الگو برقرار است.
عجیبه که خیلی به این کتاب پرداخته نشده، واقعا بی نظیر بود، مترجم هم خیلی عالی بود. کتاب در مورد اتفاقاتی که در ماتریکس و دنیای کنترل شدهی آدمها میوفته هستش.