«کودکی و جوانی کوروش کبیر؛ هوشمندی از خطه پارس» نوشتهی عباس سلیمانی امیری رمانی تاریخی دربارهی دوران نوزادی، کودکی، نوجوانی و جوانی کوروش کبیر، بنیانگذار امپراتوری هخامنشی است. روایتهای تاریخی و افسانههای مربوط به دوران نوزادی و کودکی کوروش براساس منابع تاریخی همچون نوشتههای هرودوت و تورات، با جزئیات روایت شده است. دربارهی کودکی و جوانی کوروش و سالهای اولیهی زندگی او روایات متعددی وجود میدارد. بنا به گفتهی هرودوت،آستیاگ پدربزرگ کوروش شبی در خواب میبیند که از دخترش آنقدر آب خارج شد که کشور ماد و تمام آسیا را غرق کرد. مغها خواب وی را چنین تعبیر میکنند که فرزند دخترش روزی بر تمام آسیا چیره خواهد شد. از این روی، وی دخترش ماندانا را به یکی از بزرگان پارس به زناشویی میدهد. پس از تولد نوهاش، وی خواب دیگری میبیند؛ تاکی از بدن ماندانا روییده که تمام آسیا را فراگرفته است؛ بنابراین او نوهاش را به یکی از بستگانش به نام هارپاگ میسپارد و دستور میدهد که نوزاد را نابود کند. هارپاگ کودک را به خانه خودش میبرد و ماجرا را به همسرش میگوید. همسرش از او دربارهی سرنوشت کودک میپرسد و هارپاگ میگوید دست به چنین جنایتی نخواهد زد، چون به کودک دلبسته شده و شاه هم فرزندان زیادی ندارد، پس ممکن است، دخترش جانشین او شود. بنابراین کوروش را به یکی از چوپانهای شاه به نام مهرداد (میترادات) میدهد و از او میخواهد که او را به دستور شاه در جنگل رها کند تا طعمهی جانوران وحشی شود. چوپان کودک را به خانه میبرد. وقتی سپاکو همسر چوپان از موضوع با خبر میشود، با ناله و زاری از شوهرش میخواهد که از کشتن کودک خودداری کند و بهجای او، فرزند خودشان را که تازه مرده بدنیا آمده، در جنگل رها کند. مهرداد جسد مردهی فرزندش را به مأموران هارپاگ میدهد و خودش سرپرستی کوروش را میپذیرد. هارپاگ هم جسد پسر چوپان را با اسمی دیگر در مقبرهی شاهی دفن میکند. سالها بعد هنگامی که کوروش ده ساله شده است و با کودکان بازی میکند، آن کودکان او را به عنوان پادشاه برمیگزنند. وی در میان بازی، دستور میدهد یکی از کودکان را تنبیه کنند. پدر آن پسر به آستیاگ شکایت میبرد. کوروش را نزد آستیاگ میفرستند تا تنبیه شود. شاه با مشاهدهی کوروش و شباهت وی با افراد خانواده، چنین سوءظن میبرد که مبادا او کوروش نوهی خودش باشد. به این ترتیب حقیقت آشکار میشود. آستیاگ بار دیگر به جادوگران و کاهنان روی میآورد و از آنها سوال میکند که آیا هنوز باید از آن خطر از جانب نوادهاش بترسد یا خیر؟ آنها پاسخ میدهند که رویای شاه هماکنون تعبیر شده است چون کوروش هنگامی که با کودکان دیگر بازی میکرده به عنوان شاه انتخاب شده است. بنابراین دیگر نباید از او بترسد. پس از آن آستیاگ آرام میگیرد و نوادهاش را به پارس نزد پدر و مادرش میفرستد. «کودکی و جوانی کوروش کبیر» برای علاقمندان به تاریخ ایران باستان و شخصیت کوروش کبیر کتابی خواندنی و جذاب است.