«ماندانا: مادر کوروش بزرگ» رمانی تاریخی نوشتهی عباس سلیمانی امیری است که زندگی ماندانا مادر کوروش بزرگ را با زبانی ساده و بر اساس منابع تاریخی روایت میکند. ماندانا به عنوان حلقهی وصل سلسلهی ماد و هخامنشی از طرفی و نقطهی اتصال آژیدهاک ظالم و کوروش دادگر از سمتی دیگر است. آژیدهاک، پادشاه قدرتمند ماد و آخرین پادشاه این سلسله بود. مقتدرترین شاه این سلسله «هوخشتره» بود که قبل از آژیدهاک برکشور ماد حکومت میکرد و فتوحات بسیاری داشت. سلسلهی ماد حدودا یکصد و پنجاه سال حکومت کردند. کوروش بزرگ نوهی دختری آژیدهاک آخرین پادشاه ماد بود که برجد خود یعنی آژیدهاک در جنگی غلبه کرد و او را به اسارت درآورد ولی با او بدرفتاری نکرد، بلکه او را در یکی از نواحی ایران برمسند حکومت نشاند. پدر کوروش، کامبیز یا کمبوجیه نام داشت که بر سرزمین پارس یا «انشان» حکمفرایی میکرد. رمان با جشن سالگرد تولد آژیدهاک پدر ماندانا آغاز میشود. در این جشن تولد کامبیز یا کمبوجیه، امیرزادهی ایرانی، و ماندانا عاشق هم شوند و سرانجام با هم ازدواج میکنند و ماندانا باردار میشود. آژیدهاک خوابی وحشتناک میبیند که تعبیرش آن است که فرزند ماندانا پادشاهی را از او خواهد گرفت. او نیز تصمیم میگیرد تا شر نوهاش را از سر خودش و حکومتش کم کند. برای همین دخترش را به نزد خودش فرامیخواند. ماندانا به هگمتانه برمیگردد و آژیدهاک (آستیاگ) به دلیل خوابهایی که دیده، از فرزند دخترش سخت وحشت دارد. پس از مدتی ماندانا فرزندش را به دنیا میآورد و آستیاگ نوزاد او را به وزیرش هارپاگ میسپارد و دستور میدهد که نوزاد را نابود کند. هارپاگ کودک را به خانهی خودش میبرد و ماجرا را به همسرش میگوید. همسرش از او دربارهی سرنوشت کودک میپرسد و هارپاگ میگوید دست به چنین جنایتی نخواهد زد، چون به کودک دلبسته شده و شاه هم فرزندان زیادی ندارد، پس ممکن است، دخترش جانشین او شود. بنابراین کوروش را به یکی از چوپانهای شاه به نام مهرداد (میترادات) میدهد و از او میخواهد که او را به دستور شاه در جنگل رها کند تا طعمهی جانوران وحشی شود. چوپان کودک را به خانه میبرد. وقتی همسر چوپان به نام سپاکو از موضوع با خبر میشد، با ناله و زاری از شوهرش میخواهد که از کشتن کودک خودداری کند و بهجای او، فرزند خودشان را که تازگی مرده بدنیا آمده، در جنگل رها کند. مهرداد جسد مردهی فرزندش را به مأموران هارپاگ میدهد و خودش سرپرستی کوروش را میپذیرد. هرچند محور اصلی داستان مانداناست، اما کوروش نیز در بخش مهمی از داستان حضور دارد. یک بار در جوانی ماندانا و هنگامی که نوزاد است و یک بار در هنگام بزرگسالی که قصد غلبه بر پدربزرگ را دارد و به هدفش میرسد. «ماندانا: مادر کوروش بزرگ» برای علاقمندان به تاریخ ایران باستان رمانی خواندنی و جذاب است.