کتاب «برنامهریزی و قدرت در ایران: ابوالحسن ابتهاج و توسعه اقتصادی تحت سلطهی شاه» که اثر مشترک فرانسیس بوستاک و جفری جونز، دو پژوهشگر برجستهی تاریخ اقتصادی، یکی از معدود آثاری است که با نگاهی تحلیلی و مبتنی بر اسناد دست اول، به بررسی زندگی و کارنامهی یکی از تأثیرگذارترین اما گمنامترین چهرههای اقتصادی ایران در سدهی بیستم میپردازد: ابوالحسن ابتهاج. ابتهاج که در سال ۱۲۷۸ خورشیدی در رشت دیده به جهان گشود و پس از طی تحصیلات مقدماتی در مدارس فرانسه و بیروت، فعالیت حرفهای خود را از سال ۱۲۹۹ در بانک شاهنشاهی ایران (یک بانک بریتانیایی) آغاز کرد، بعدها در مقام ریاست بانک ملی ایران در فاصلهی سالهای ۱۳۲۱ تا ۱۳۲۹ و سپس مدیرعاملی سازمان برنامه در سالهای ۱۳۳۳ تا ۱۳۳۷، به عنوان نخستین تکنوکرات واقعی ایران شناخته شد که برخلاف بسیاری از سیاستمداران همعصر، به جای شعارهای احساسی، بر برنامهریزی عقلایی، کارشناسی دقیق و تخصیص بهینهی درآمدهای نفتی به زیرساختهای مولد اقتصادی تأکید میورزید. این کتاب در پنج بخش منسجم تدوین شده است که بخش نخست با عنوان «طغیان در برابر نظام کهنه» به خاستگاه خانوادگی، سالهای شکلگیری شخصیت و نخستین تجارب کاری ابتهاج در بانک بریتانیایی میپردازد. بخش دوم که «ملیگرایی و بینالمللیگرایی» نام دارد، به دوران هفتسالهی ریاست او بر بانک ملی اختصاص یافته و در آن، تلاشهای ابتهاج برای به رسمیت شناختن جایگاه اقتصادی ایران در سطح بینالمللی، مبارزه با نظام سلطهی بانکی بریتانیا و ایجاد استقلال مالی برای کشور به تصویر کشیده شده است. بخش سوم با عنوان «برنامهریزی برای آینده ایران» به دوران اوج کارنامهی ابتهاج یعنی ریاست بر سازمان برنامه اختصاص دارد که در آن، او مدیریت برنامهی هفتسالهی دوم توسعه را بر عهده گرفت و با جذب سرمایههای خارجی و همکاری با نهادهایی چون بانک جهانی، کوشید تا زیرساختهای عقبماندهی ایران را نوسازی کند. بخش چهارم که «برخورد ارزشها» نام گرفته، به دوران پس از استعفای اجباری ابتهاج از سازمان برنامه در بهمن ۱۳۳۷ میپردازد. در نهایت، بخش پنجم با عنوان «برنامهریزی و قدرت»، که بخشی کوتاه است، به موفقیتها و ناکامیهای ابتهاج پرداخته و ذیل آن تحلیلی از تاریخ معاصر ایران ارائه میکند.
درباره فرانسیس بوستاک
فرانسیس بوستاک یکی از خبره ترین اقتصاددانان مدرسه مطالعات اقتصادی (LSE) در لندن بوده است.