اگر قسمتهای غر زدن کاراکتر اصلی از جهان سومی بودن و توصیف ترافیک و دود هوای تهران رو از کتاب حذف کنی ، نصف میشه. غیر از این اضافه گوییهای تکراری، موضوع اصلی با اینکه کلیشه است از جهت تکراری بودنش ، درام عاشقانه است و خوب پرداخت شده و میتونه مخاطب رو همراه کنه؛ حس بده و بگیره. و بنظر من میتونه برای عشق فیلمها جالب باشه چون کاراکتر اصلی کارگردانه و هر صحنه ای یاد یه فیلم میندازدش و مختصر شرحی میده و اسم میبره از فیلمها و بازیگر ها. قلمش یکم شبیه اوریانا فالاچی بود از این نظر که داستان زیاد رویداد محور نیست بیشتر روایت محوره. روایت خاطرات و احساسات و گذشته. در کل خوندنش تجربهی جالبی بود. وسطاش حوصله سر بر بود و به زحمت خودم رو تا اخر رسوندم اما اخرش جالب بود و راضی بودم که رها نکردم. در کل بخوام بگم ، به قول مستور ، رمان اشپزخونه ایه. برای وقت گذروندن گزینه بدی نیست
کتابی که رنج ، تبعیض و قاعدههای دستوپاگیری که هنرمند داخلی را تحتتأثیر قرار میدهد و در شکلگیری او حضوردارد بهتصویر میکشد.