کتاب پستچی

Postman

  • 10 % تخفیف
    قیمت : 18,000 | 16,200 تومان
  • موجود
  • انتشارات: قطره قطره
    نویسنده:

مشخصات کتاب پستچی
شابک : 978-6001198717
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 120
سال انتشار شمسی : 1398
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 17
زودترین زمان ارسال : 26 شهریور

معرفی کتاب پستچی اثر چیستا یثربی

داستان پستچی نمایی واقعی از زندگی چیستا یثربی است. او خود راوی این رمان عاشقانه است و به زبانی ساده و شاعرانه با لحنی صمیمی داستان را از زمانی که دختری 14 ساله بوده است شروع می کند. چیستای 14 ساله روزی اتفاقی در خانه را باز می کند تا نامه ای را از پستچی بگیرد و در آن لحظه عاشق پستچی محل می شود. بعد از اولین دیدارش با پستچی، چیستا دیگر هوش از سرش می رود و به دنبال بهانه ای است تا دوباره پستچی را ببیند. او هر روز برای خودش نامه می نویسد و به آدرس خانه خودشان پست می کند تا یک بار دیگر پستچی بیاید زنگ خانه را بزند، از او امضا بخواهد و چیستا بتواند یک لحظه او را ببیند. اما یک روز پستچی جوان که چیستا عاشقش شده بود نمی آید و پستچی پیری جای او در خانه را می زند. روزها و سال ها می گذرد و چیستا پستچی جوان را فراموش نمی کند، او هر روز به پسر جوان، به پیک الهیش فکر می کند. تا اینکه روزی به شکل تصادفی اتفاقی عجیب برای چیستا می افتد و این شروع داستان عاشقانه اما تلخ اوست، داستانی که در دل جنگ برای دختری 18 ساله ی این رمان اتفاق می افتد.

کتاب پستچی

چیستا یثربی
چیستا یثربی فوق لیسانس روانشناسی اش را از دانشگاه الزهرا گرفت و در همان دانشگاه نیز به عنوان مدرس مشغول بود. مدرک دکترای خود را نیز از تورنتوی کانادا گرفته است. فعالیتهایش را در حوزه تئاتر از سال ۱۳۶۸ آغاز کرده است. تحقیقات پایان نامه اش را به مقوله تئاتر درمانی اختصاص داد.چیستا یثربی تا به حال جوایز متعددی را از جشنواره های مختلف دریافت کرده و در سال ۱۳۸۹ نمایش «جنایت و مکافات» را براساس رمان «جنایت و مکافات» در جشنواره کلاسیکهای روسیه در مسکو اجرا کرد که این نمایش در این جشنواره در سه رشته ...
قسمت هایی از کتاب پستچی (لذت متن)
چهارده ساله که بودم، عاشق پستچی محل شدم. خیلی تصادفی رفتم در را باز کنم و نامه را بگیرم، او پشتش به من بود. وقتی برگشت قلبم مثل یک بستنی، آب شد و ریخت رو زمین! انگار انسان نبود، فرشته بود! قاصد و پیک الهی بود، از بس زیبا و معصوم بود! شاید هجده، نوزده سالش بود. نامه را داد. با دست لرزان امضا کردم و آن قدر حالم بد بود که به زور خودکارش را از دستم بیرون کشید و رفت. از آن روز، کارم شد هر روز برای خودم نامه نوشتن و پست سفارشی! تمام خرجی هفتگی ام، برای نامه های سفارشی می رفت. تمام روز گرسنگی می کشیدم، اما هر روز یک نامه سفارشی برای خودم می فرستادم که او بیاید و زنگ بزند، امضا بخواهد، خودکارش را بدهد و من یک لحظه نگاهش کنم و برود.