کتاب سه دفتر

Three offices
ابر و کوچه، گناه دریا، بهار را باور کن
کد کتاب : 12027
شابک : 978-9646194564
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 347
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 1990
نوع جلد : زرکوب
سری چاپ : 27
زودترین زمان ارسال : 13 بهمن

معرفی کتاب سه دفتر اثر فریدون مشیری

کتاب "سه دفتر" از شاعر ارجمند "فریدون مشیری"، شامل سه مجموعه از شعرهای اوست که تحت عنوان "گناه دریا"، "ابر و کوچه" و "بهار را باور کن" یکجا در اختیار دوست داران اشعار "فریدون مشیری" قرار گرفته است. از نظر زمانی، "گناه دریا" قدیمی ترین مجموعه ی اشعار موجود در "سه دفتر" و دومین دفتر شعر "فریدون مشیری" محسوب می شود که در میان مردم از بازتاب مثبت زیادی برخوردار گشت. بعد از این دفتر شعرهای دیگری نیز به قلم "فریدون مشیری" سروده شده اما دو مجموعه ای که بیش از بقیه تحسین شده، به ترتیب مجموعه اشعار "ابر و کوچه" و "بهار را باور کن" هستند که با فاصله ی زمانی دو سال پشت هم سروده شده اند.
شعر "فریدون مشیری" ساده و روان است و به همین جهت به آسانی با مخاطب خود ارتباط برقرار می کند. در اشعار او و چند تن دیگر از شاعران هم نسل وی، ریشه هایی از شعر معاصر به چشم می خورد که بر شعر قدیم و سنتی تکیه دارد. زبان بی پیرایه و شیرین اشعار "فریدون مشیری"، همدلی را در مخاطب بر می انگیزد و به او این امکان را می دهد تا مستقیما با ذهن و قلب شاعر ارتباط برقرار کند. فضای حاکم بر اشعار او، فضایی احساسی و خیال انگیز است و این احساس مرتب میان غم و شادی و یاس و امید در تناوب است. وی از معدود شعرایی است که قلمش در نزدیک ترین حالت ممکن به زندگی و لطافت های روزمره بر کاغذ حرکت می کرد و به این سبب، لمس عواطف و احساساتی که "فریدون مشیری" در شعرهای خود دخیل نموده، برای اکثر مخاطبان دلپذیر است.

کتاب سه دفتر

فریدون مشیری
فریدون مشیری در تاریخ سی ام شهریور ماه 1305 در شهر تهران و خیابان ایران متولد شد. از آن جایی که جد پدری فریدون، به خاطر یک ماموریت اداری به شهر همدان مهاجرت کرده بود، پدرش ابراهیم مشیری افشار در سال 1275 هجری شمسی در شهر همدان به دنیا آمد اما در دوران جوانی اش به تهران آمد و در سال 1298 بود که در وزارت پست مشغول به کار شد. مادرش نیز اعظم السلطنه نام داشت ولی به او لقب خورشید را داده بودند. مادر فریدون بسیار به شعر و ادبیات علاقه داشته و حتی گاهی شعر می سروده است.فریدون از همان سال ها به دنیای...
قسمت هایی از کتاب سه دفتر (لذت متن)
پر کن پیاله را/ کاین آب آتشین،/ دیری ست ره به حال خرابم نمی برد.../ این جامها که در پی هم میشود تهی؛/ دریای آتش است که ریزم به کام خویش؛/ گرداب می رباید و آبم نمی برد.../ هان ای عقاب عشق!/ از اوج قله های مه آلود دوردست؛/ پرواز کن به دشت غم انگیز عمر من؛/ آنجا ببر مرا که شرابم نمی برد.

هوا هوای بهار است و باده بادۀ ناب/ به خنده خنده بنوشم جرعه جرعه شراب./ در این پیاله ندانم چه ریختی، پیداست/ که خوش به جان هم افتاده اند آتش و آب./ فرشته روی من، ای آفتاب صبح بهار/ مرا به جامی از این آتشین دریاب./ به جام هستی ما ای شراب عشق بجوش!/ به بزم سادۀ ما ای چراغ ماه بتاب!/ گل امید من امشب شکفته در بر من/ بیا و یک نفس ای چشم سرنوشت بخواب./ مگر نه خاک ره این خرابه باید شد؟/ بیا که کام بگیریم از این جهان خراب.

بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی/ اهنگ اشتیاق دلی دردمند را/ شاید که پیش ازین ,نپسندی به کار عشق/ ازار این رمیده سردر کمند را/ بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت/ اندوه چیست عشق کدام است غم کجاست؟/ بگذار تا بگویمت:این مرغ خسته جان/ عمری است درهوای تو از اشیان جداست/ دلتنگم انچنان که گر ببینمت به کام/ خواهم که جاودانه بنالم به دامنت/ شاید که جاودانه بمانی کنار من/ ای نازنیین که هیچ وفا نیست با منت.