کتاب «قرن ذوق: اودیسه فلسفی ذوق در قرن هجدهم» نوشتهی جورج دیکی، اثری پژوهشی و نقادانه در حوزهی تاریخ فلسفهی هنر و زیباییشناسی مدرن بهشمار میآید. به بیانی دیگر، این کتاب با تمرکز بر مفهوم «ذوق» به سراغ فلسفهی قرن هجدهم میرود، دورانی که رفتهرفته کانون توجه در زیباییشناسی، از زیباییهای ابژکتیو به تجربههای سوبژکتیو انسان از زیبایی تغییر کرد. در این بین، ایدهی نویسنده این است که نظریهی ذوق که در این دوران بنانهاده شد، اساس شکلگیری فلسفهی هنر در دوران مدرن را شکل داد. در جهت پیشبرد این ایده، نظریات فلاسفهی قرن هجدهم مورد بررسی قرار میگیرد. فرانسیس هاچسن با بیان مفهوم حس درونی زیبایی، نخستین نظریهی نظاممند ذوق را مطرح کرد. او معتقد بود انسانها واجد قوهای ذاتی برای تشخیص زیبایی هستند، همانگونه که حواس ظاهری برای دریافت محسوسات دارند. دو فیلسوف دیگر، الکساندر جرارد و آرچیبالد آلیسون هستند که بنابر نظر نویسنده، مسیر ذوق را منحرف کردند. برای مثال، جرارد با پیونددادن ذوق با فرایند تداعی ایدهها و آلسون با تداییگرای کامل تجربهی زیباییشناختی را صرفا حاصل تداعیهای ذهنی و عواطف شخصی دانستند. کانت دیگر فیلسوف مطرحشده در این کتاب است. نویسنده نظریهی ذوق کانت را در نقد سوم (نقد قوهی حکم) واکاوی کرده و بحث میکند که برخلاف تصور رایج، وی نهتنها نظریهی ذوق را به کمال نرسانده است، بل زمینههای افول آن را ایجاد نموده است. در این بین اما، هیوم بهعنوان شاخصترین فیلسوف معرفی میشود. به بیان نویسنده، وی اوج پختگی نظریهی ذوق است. بنابر تحلیل او، هیوم تناقضات میان ذوق شخصی و معیارهای عام زیباییشناسی را برداشته و راه حلی مبتنی بر آرای قضاوتکنندگان راستین ارائه میکند. در مجموع کتاب حاضر نوشتهی یک فیلسوف دربارهی پنج فیلسوف دیگر در قرن هجدهم، حول محور مفهوم ذوق است که خوانشی منتقدانه و نه صرفا روایتگرایانه ارائه میکند. از طرف دیگر، هرچند کتاب بر پنج فیلسوف متمرکز است، اما دامنهی مباحث آن میتواند در چشماندازی گستردهتر و در تناسب با نظریههای معاصر دیده شود. این کتاب میتواند برای علاقهمندان به نظریههای زیباییشناختی و فلسفهی هنر مفید و سودمند باشد.
درباره جورج دیکی
جورج توماس دیکی فیلسوف آمریکایی بود. او استاد بازنشسته فلسفه در دانشگاه ایلینویز در شیکاگو بود. تخصص های او شامل زیبایی شناسی، فلسفه هنر، و نظریه های ذوق قرن هجدهم بود.