کتاب شاه کابل ، مطرب خرابات

King of Kabul
داستان های کوتاه زنان افغانستان
کد کتاب : 124054
شابک : 978-6004059213
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 214
سال انتشار شمسی : 1403
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : 9 تیر

معرفی کتاب شاه کابل ، مطرب خرابات اثر محمد راغب

از حدود دویست سال پیش مقارن با دوره‌ی افشاریه در ایران که سرنوشت سیاسی افغانستان و ایران جدا می‌شود، زبان فارسی هم در این دو کشور براساس تحولات اجتماعی سیری متفاوت را طی می‌کند. در سرزمین همزاد جداافتاده‌ی ما، شاعران و نویسندگانی پا به عرصه‌ی وجود می‌گذارند که عموما در ایران شناسا نیستند و ما اطلاع کمتری از آن‌ها، سیر تحول آثار و نوشته‌ها و سروده‌هایشان داریم.
در دوره‌ی معاصر با توجه به جنگ در افغانستان و مهاجرت بسیاری از مردم آن سرزمین به ایران یا دیگر سرزمین‌ها، آشنایی با آثار ادبی آن‌ها بیشتر شده است؛ بیشتر از پیش هرچند اما نه به آن میزانی که باید و شاید.
از حدود یک قرن پیش که به‌رغم مشکلات و بی‌ثباتی همیشگی در افغانستان، نخستین نمونه‌های داستان‌ بلند و کوتاه نوشته شدند تاکنون ادبیات آن سرزمین با پستی و بلندی‌های بسیاری مواجهه بوده است، بااین‌حال نویسندگان سرشناس افغان مثل عتیق رحیمی و خالد حسینی، آوازه‌ای جهانی یافته‌اند و بسیاری‌ دیگر هم در ایران به نویسندگی پرداخته، جایزه‌های ادبی متعددی برده و نامبردار شده‌اند؛ از آن جمله: عالیه عطایی، حمیرا قادری و محمدحسین محمدی.
کتاب شاه کابل، مطرب خرابات تلاش خوبی است در راستای شناساندن زنان داستان‌نویس افغانستان که به کوشش یکی از همین زنان، فروزان امیری، تهیه شده است. او که در تهران دانشجوی دکترای رشته‌ی زبان و ادبیات فارسی است، علاوه بر دو داستان از خود، پانزده داستان از دیگر زنان نویسنده‌ی افغان را در این کتاب گرد آورده است به همراه مقدمه‌ای کوتاه و مفید، مشتمل بر زندگی‌نامه‌ای چندسطری از هرکدام از این نویسندگان: مریم محبوب، پروین پژواک، حمیرا قادری، شیما قاضی‌زاده، وسیمه بادغیسی، زاهده امینی، زهرا رحیمی و سمیه فصیحی.
همکار فروزان امیری در گردآوری این کتاب، محمد راغب، روایت‌شناس ایرانی و از استادان توانای دانشگاه شهید بهشتی است.

کتاب شاه کابل ، مطرب خرابات

قسمت هایی از کتاب شاه کابل ، مطرب خرابات (لذت متن)
ناگهان این بال های بزرگ به حرکت می آیند و بلند می شوند. خرمگس حرکت می کند، خرمگس بلند می شود. اوج می گیرد و آسمان کابل را فرامی پوشاند. به روی شهر می چرخد و پرواز می کند. فراخ بال می زند و بلند و بلندتر می شود. خرمگس که بلندتر می شود، شهر تاریک می شود و همه جا را به تاریکی می کشاند. آفتاب گم می شود.