1. خانه
  2. /
  3. کتاب در گوش باد

کتاب در گوش باد

نویسنده: هنینگ مانکل
5 از 1 رأی

کتاب در گوش باد

Chronicler of the Winds
٪15
230000
195500
معرفی کتاب در گوش باد
رمان «در گوش باد» نوشته‌ی هنینگ مانکل از جمله آثار متفاوت این نویسنده سوئدی است که در آن از فضای آشنای رمان‌های جنایی فاصله گرفته و به سراغ یک روایت اجتماعی-انسانی در بستر آفریقای جنوبی رفته است. داستان در شهری بندری و نامشخص در موزامبیک جریان دارد؛ جایی که جنگ داخلی، فقر شهری و حضور کودکان خیابانی بخش جدایی‌ناپذیر زندگی روزمره شده‌اند. در آغاز روایت پسربچه‌ای به نام نلیو روی پشت‌بام یک تئاتر متروکه با گلوله‌ای در بدن پیدا می‌شود. همان‌جا میان مرگ و زنده ماندن، او با مردی نانوا به نام خوزه آنتونیو ماریا واز روبه‌رو می‌شود؛ کسی که به‌جای انتقال فوری او به بیمارستان، شنونده‌ی داستان زندگی‌اش می‌شود.
در ادامه، روایت به شکل گفت‌وگویی میان نلیو و خوزه پیش می‌رود. نلیو در این فاصله کوتاه، زندگی خود را مرحله به مرحله بازگو می‌کند؛ از کودکی در روستایی که در جریان جنگ داخلی نابود شده، تا لحظه‌ای که خانواده‌اش را از دست می‌دهد و ناچار به فرار به شهر می‌شود. شهر برای او نقطه شروع یک زندگی تازه نیست، بلکه ورود به فضایی است که در آن خیابان جای خانه را می‌گیرد. او به گروهی از کودکان بی‌خانمان می‌پیوندد؛ کودکانی که برای بقا در شرایطی سخت، میان کارهای کوچک، سرقت‌های پراکنده و جابه‌جایی مداوم میان نقاط مختلف شهر زندگی می‌کنند. در این بخش داستان از یک روایت فردی فراتر می‌رود و به تصویر جمعی از کودکی از دست‌رفته تبدیل می‌شود؛ نسلی که نه امکان آموزش درست دارد و نه فرصت تجربه‌ی طبیعی رشد.
«در گوش باد» تنها روایت فقر یا جنگ نیست، بلکه به سازوکارهایی می‌پردازد که در آن ارزش انسان به‌تدریج در ساختار اجتماعی کمرنگ می‌شود. نلیو و دیگر کودکان خیابانی در جهانی زندگی می‌کنند که در آن بقا اولویت اصلی است و مفاهیمی مثل امنیت، بازی یا پیوندهای پایدار انسانی به شکل شکننده‌ای وجود دارند. مانکل در روایت این جهان از لحنی استفاده می‌کند که میان واقع‌گرایی سخت و نوعی نگاه نمادین در نوسان است. نلیو در این میان صرفا یک کودک قربانی نیست، بلکه به‌تدریج به راوی تبدیل می‌شود؛ راوی‌ای که با تعریف کردن زندگی خود، به تجربه‌های پراکنده‌اش نظم و معنا می‌دهد. همین ساختار باعث می‌شود روایت، حالتی نزدیک به سنت‌های شفاهی داستان‌گویی در جوامع آفریقایی پیدا کند؛ جایی که داستان نه فقط برای ثبت وقایع، بلکه برای حفظ حافظه جمعی اهمیت دارد.
«در گوش باد» به جای تمرکز بر حادثه یا پیچیدگی روایی، بر مفهوم انتقال تجربه انسانی تکیه دارد. فضایی که هنینگ مانکل در آن جنگ، فقر، کودکان خیابانی و فراموشی اجتماعی را در کنار هم قرار می‌دهد، اما در نهایت روایت را به عنوان تنها ابزار باقی‌مانده برای حفظ معنا و حضور انسان در جهان معرفی می‌کند.
درباره هنینگ مانکل
درباره هنینگ مانکل
هنینگ مانکل، زاده ی ۳ فوریه ی ۱۹۴۸ و درگذشته ی ۵ اکتبر ۲۰۱۵، نویسنده ی سوئدی بود. او سال ۱۹۴۸ در شهر استکهلم متولد شد و وقتی تنها یک سال داشت، پدر و مادرش از هم جدا شدند. بیشتر سال های کودکی مانکل کنار پدر و خواهرش سپری شد. ۲۰ سال داشت که شروع به نویسندگی کرد. در سال های بعد، علاوه بر نوشتن رمان های متعدد، سراغ کارگردانی تئاتر نیز رفت.مانکل سال ۲۰۱۴ در گفت وگویی اعلام کرد که به بیماری سرطان مبتلا است. همسر مانکل، دختر اینگمار برگمان است.
مقالات مرتبط با کتاب در گوش باد
داستان های معمایی و تریلر، قلمرو هیجان و تعلیق
داستان های معمایی و تریلر، قلمرو هیجان و تعلیق
ادامه مقاله
نظر کاربران در مورد "کتاب در گوش باد"
5 نظر تا این لحظه ثبت شده است

کتاب خیلی جذابیه. بعد از فصل اول دیگه نمیشه رهاش کرد. ترجمه هم خیلی خوب و روان و امروزی هست.

1404/09/22 | توسطکاربر سایت
0
| |

این کتاب جزو کتاب‌های بسیار جذاب قرار می‌گیرد, از دید من اول کتاب کمی نویسنده زیاده‌گویی می‌کند ولی رفته رفته کتاب بسیار جذاب می‌شود و انسان ترغیب می‌شود که کتاب را دنبال کند.

1403/03/06 | توسطآيدا خورشيدى
3
| |

یک کتاب خواندنی و جذاب که به‌شدت توصیه می‌شود. در مقدمه‌ی کتاب می‌خوانیم: در شهری بندری در افریقا، نانوایی به نام خوزه آنتونیو ماریا واز تنها روی پشت‌بام ساختمان تئاتر شهر، به شب می‌نگرد و داستان نلیو را در گوش باد زمزمه می‌کند تا باد این داستان را به گوش همه برساند. نلیو کودکی خیابانی است که در ده‌سالگی بینش، حکمت و خرد یک پیر و مرشد را دارد. این پسر کیست؟ در شبی که قصد دارد به رفقای خود ثابت کند وجود آدمی چیزی بیش از بقای صرف است، به او شلیک می‌شود. چه کسی به او شلیک کرده است؟ و چرا؟ در طول نُه شب دردناک، نلیو داستان شگفت‌انگیز و دردآور زندگی خود را برای نانوا تعریف می‌کند و می‌داند وقتی روایتش را تمام کند، چشم از جهان فرو خواهد بست. این داستان تکان‌دهنده و جذاب از روزی شروع می‌شود که نلیو در حال فرار از بربریتی بی‌پایان به شهر می‌رسد. داستان او مناظری از زیبایی روح انسانی و درعین‌حال وحشیگری ناتمام آدمیزاد را به نمایش می‌گذارد.

1403/01/15 | توسطکاربر سایت
3
| |
پاسخ ها

چرا واقعا امثال شما که کتاب یا فیلم رو میان تعریف می‌کنن منقرض نمی‌شن بابا شاید یکی خواست این کتاب رو بخره بخونههههه اه

1403/08/28|توسطشمسی طاهرگندم آبادی
0
|

بخشی از این کتاب را با هم بخوانیم: من هم بخشی از این شهر هستم که در دامنه‌ای شیبدار، در جایی که رود به دریا می‌ریزد، بنا شده است. ساختمان‌ها مانند میمون‌هایی که کنار رودخانه می‌نشینند، در کنار هم بالا آمده‌اند و با گذشت هر روز، تعداد ساکنان شهر بیشتر می‌شود. مردم از نواحی داخلی، دشت‌های بی‌درخت و جنگل‌های دوردست به ساحل می‌آیند، جایی که شهر من قرار دارد. مردم بدون توجه به نگاه‌های بدخواهانه می‌آیند و سکنی می‌گزینند.

1403/01/15 | توسطکاربر سایت
2
| |

یکی از بهترین کتاب‌هایی که خوندم. سطحی نبودن داستان، قلم نویسنده، و به فکر فرورفتن خواننده. ترجمه‌ی خوب، صحافی و جلدسازی خوب. خلاصه یک کتاب خوب برای یک کتاب‌خوان، می‌تونه عیدی خوبی باشه :)

1402/12/23 | توسطکاربر سایت
6
| |