«عرفان پولس رسول: بررسی بسترهای یهودی و هلنیستی» نوشته حمیرا ارسنجانی پژوهشی درباره یکی از بحثبرانگیزترین چهرههای مسیحیت نخستین و تجربه دینیای است که مسیر زندگی او را تغییر داد. پولس، یهودی برخاسته از فضای چندفرهنگی طرسوس، ابتدا با پیروان عیسی مخالفت داشت، اما تجربهای که در راه دمشق برایش رخ داد او را به یکی از اثرگذارترین مبلغان مسیحیت تبدیل کرد. ارسنجانی از همین نقطه آغاز میکند: پیش از آنکه از «عرفان پولس» سخن بگوییم، باید بدانیم این انسان در چه محیط دینی و فرهنگی پرورش یافته، چه تصویری از یهودیت داشته و تماس او با جهان هلنیستی چه امکانهایی برای صورتبندی تجربه دینیاش فراهم کرده است. کتاب در سال ۱۴۰۲ از سوی نشر نگاه معاصر و در مجموعه «نگرش فلسفی» منتشر شده است. این انتخاب روششناختی اهمیت دارد. ارسنجانی تجربه پولس را حادثهای منزوی از تاریخ نمیبیند که بتوان آن را فقط با شرح واقعه دمشق توضیح داد. پرسشهای آغازین کتاب درباره شخصیت، تربیت، هویت دینی و فضای اجتماعی او هستند. پولس در مرز چند جهان قرار داشت: از یک سو خود را یهودی و متعلق به سنت اسرائیل میدانست و از سوی دیگر در محیطی زندگی میکرد که زبان و بخش بزرگی از فرهنگ عمومی آن یونانی بود. همین موقعیت دوگانه بعدها در مأموریت او میان غیریهودیان نیز اهمیت یافت. ارسنجانی در پژوهش دیگری درباره «اعمال رسولان» نیز نشان داده است که گسترش مسیحیت از محیط یهودی فلسطین به شهرهای یونانی و رومی را نمیتوان بدون نقش پولس و بستر هلنیستی سده نخست فهمید. مرکز بحث، تجربهای است که پولس آن را بنیاد رسالت خود میدانست. در روایت «اعمال رسولان»، او در مسیر دمشق با ظهور مسیح مواجه میشود؛ تجربهای که ارسنجانی در پژوهش خود درباره «اعمال» آن را نوعی شهود عرفانی و ظهور مسیح معرفی کرده است. همین تجربه، نقطه جدایی میان شائول مخالف جماعت مسیحی و پولسی میشود که بعدتر سفرهای تبلیغی خود را در جهان مدیترانه آغاز میکند. در رسالههای منسوب به خود پولس نیز تجربه دینی فقط خاطره یک واقعه گذشته نیست. تعبیرهایی مانند بودن «در مسیح»، زندگی مسیح در مومن، حضور روح و مشارکت در مرگ و رستاخیز مسیح نشان میدهند که رابطه انسان و مسیح برای پولس چیزی بیش از پذیرش مجموعهای از گزارههای اعتقادی است. اما درست در همین جا عنوان «عرفان پولس» به مسئلهای علمی تبدیل میشود. در تاریخ پژوهش عهد جدید اتفاق نظر وجود ندارد که اساسا پولس را باید «عارف» نامید. متفکرانی چون آدولف دایسمان و آلبرت شوایتزر بر وجه عرفانی اندیشه او تأکید کردهاند، در حالی که رودلف بولتمان، کارل بارت و ارنست کزمان با چنین طبقهبندیای مخالفت داشتهاند. حتی میان کسانی که از عرفان پولسی سخن گفتهاند اختلاف بوده است: بعضی ریشههای آن را بیشتر در جهان دینی هلنیستی جستهاند و برخی، مانند شوایتزر، بر زمینه یهودی و آخرالزمانی پولس تأکید کردهاند. پژوهشهای جدیدتر نیز نشان دادهاند که این دوگانه ساده نیست و شناخت بهتر عرفان یهودی سدههای پیرامون ظهور مسیحیت، تصویر پیچیدهتری از زمینه فکری پولس به دست میدهد. از این حیث، انتخاب عنوان فرعی کتاب ارسنجانی دقیق است: «بررسی بسترهای یهودی و هلنیستی». مسئله تعیین یک منشأ واحد برای اندیشه پولس نیست. جهان یهودی سده نخست خود کاملا از فضای هلنیستی جدا نبود و یهودیان پراکنده در قلمرو روم قرنها با زبان و فرهنگ یونانی در تماس بودند. از سوی دیگر، شباهت یک تعبیر پولسی با زبان ادیان رازآمیز یونانی بهتنهایی اثبات نمیکند که پولس آن مفهوم را مستقیما از آنها گرفته است. تاریخ مطالعات پولسی بارها از مقایسههای سریع و نتیجهگیریهای بیش از اندازه قطعی آسیب دیده است. حتی پژوهش کلاسیک درباره نسبت پولس و یهودیت ربانی هشدار میدهد که خود واژه «عرفان» در این بحث مبهم است و عرفان یهودی را نمیتوان با الگوی اتحاد با خدا در برخی سنتهای هلنیستی یکسان گرفت. همین احتیاط نقطهای است که کتاب را باید با آن سنجید. ارزش «عرفان پولس رسول» در تلاش برای قرار دادن تجربه دینی پولس در یک زمینه تاریخی چندلایه است و سابقه پژوهشی نویسنده در حوزه ادیان و عرفان و مطالعات عهد جدید به این کار پشتوانه میدهد. ارسنجانی دانشآموخته دکتری ادیان و عرفان دانشگاه تهران و پژوهشگر بخش ادیان و عرفان دائرهیالمعارف بزرگ اسلامی است و مطالعات مستقلی نیز درباره «اعمال رسولان» منتشر کرده است. در مقابل، هر پژوهشی که از «ویژگیهای روانی» پولس یا منشأ دقیق تجربه عرفانی او سخن میگوید با محدودیتی جدی روبهروست: منابع سده نخست اندکاند و بخش بزرگی از اطلاعات ما یا از نامههای خود پولس میآید یا از «اعمال رسولان» که نویسندهای دیگر با اهداف الهیاتی خاص نوشته است. بازساز
درباره حمیرا ارسنجانی
حمیرا ارسنجانی، نویسنده و پژوهشگر، دکترای تخصصی در رشته ادیان و عرفان از دانشگاه تهران، و از مولفان دایره المعارف بزرگ اسلامی است.