کتاب همه گرفتارند

Tout le monde est occupé

مشخصات کتاب همه گرفتارند
مترجم : دنیا کاویانی
شابک : 978-6002532176
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 108
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 1999
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : 25 آبان
کریستین بوبن
کریستیان بوبن، نویسنده فرانسوی زاده ۲۴ آوریل ۱۹۵۱ است. او پس از تحصیل در رشته فلسفه به نویسندگی روی آورد و تاکنون بیش از ۳۰ اثر از او منتشر شده است. کودکی، عشق و تنهایی دستمایه خلق آثار اوست. آثار بوبن مانند زنجیر به هم پیوسته اند، هر یک تصویر دیگری را روشن ساخته و در کنار هم، تابلوی زندگی و افکار نویسنده را شکل می دهند. برای او تجربه های ساده زندگی کودکی، عشق، تنهایی دستمایه خلق آثاری عاشقانه است. بوبن بیش از آن که به مضامین و کلمات اهمیت دهد، به آوا و لحن کلام می پردازد؛ با این حال نوشته ها...
قسمت هایی از کتاب همه گرفتارند (لذت متن)
آریان می نوشید، می رقصید، می خندید. پیراهن آبی، قلب آتشین. ازدواجی زیبا. نوشیدنی ها، رقص ها و درددل ها. برای جشن، قصری را اجاره کرده بودند. قصر نامیدنش که گزاف بود، بیش تر مزرعهٔ بزرگی بود با تالارهای فراخ و دیوارهای قطور و سقف های کوتاه. آریان خیلی نوشیده بود، خیلی رقصیده بود ولی بیش تر خندیده بود. هیچ کس موفق به تربیت او نشده و نتوانسته بود عادت های صحیح را به او یاد دهد. عادت های صحیح، عادت های کسالت بار هستند. آریان برای کسالت ساخته نشده بود. او دوست می داشت و می خواست. باقی چیزها اهمیت نداشت. زندگی کردن این قدر موجز است. چیزی را که دوست دارم به من بده. چیزی جز حقیقت را دوست ندارم. آن چه را که هستی به من بده، آنچه را که استادانت به تو آموخته اند رها کن، آنچه را که شایستهٔ انجام است فراموش کن. افسون آریان چنین بود: حضور در لحظه ای ناب و بی نقص، تازه، سهل و تسهیل کننده.

مراسم ازدواج معمول. اول شهرداری، سپس کلیسا. شهرداری بی عیب، همه چیز کامل است. آرام، سرد و جمهوری مدارانه. شهردار در تعطیلات است. معاون فرهنگی جانشینش شده است. زخم معده دارد و دختر بزرگی که به زودی برای ادامهٔ تحصیل در استرالیا، او را ترک خواهد کرد و زنی که هر سه شنبه شب، با همان معشوقی که از دوازده سال پیش دارد، به او خیانت می کند. معاون فرهنگی اعتقادی به فضیلت ازدواج ندارد. ایرادی هم ندارد، کسی هم از او نخواسته است که اعتقاد داشته باشد، فقط از او خواسته شده است که چند بند قانون را، بدون هیچ آهنگ خاصی در صدا، مخصوصا بدون هیچ آهنگی در صدا تکرار کند. خیلی خوب از پس این کار برآمد. یک ساعت بعد، کلیسا است. پس از قانون، نوبت رحمت الهی است.

گاهی اوقات عشق آن قدر قوی است که کاری نمی توان کرد : انسان می تواند به راحتی با آگاهی تمام به سمت بدبختی خود برود.