1. خانه
  2. /
  3. کتاب رویکردهای تجربی به روان شناسی اخلاق

کتاب رویکردهای تجربی به روان شناسی اخلاق

نویسنده: جان دوریس
4 از 1 رأی

کتاب رویکردهای تجربی به روان شناسی اخلاق

دانشنامه فلسفه استنفورد
Moral Psychology: Empirical Approaches
٪10
259200
233280
معرفی کتاب رویکردهای تجربی به روان شناسی اخلاق
مدخل «رویکردهای تجربی به روان شناسی اخلاق» در دانشنامه‌ی فلسفه‌ی استنفورد به قلم جان دوریس (و در نسخه‌هایی با همکاری استیون استیچ)، تلاشی نظام‌مند برای نشان دادن این نکته است که پژوهش‌های تجربی در روان‌شناسی، علوم شناختی و علوم رفتاری چگونه می‌توانند فهم فلسفی ما از اخلاق را دگرگون یا دست‌کم اصلاح کنند. این مدخل به‌جای تمرکز صرف بر این پرسش که «چه باید کرد؟»، به این می‌پردازد که انسان‌ها در موقعیت‌های اخلاقی عملا چگونه می‌اندیشند، تصمیم می‌گیرند و رفتار می‌کنند، و این واقعیت‌های تجربی چه پیامدی برای نظریه‌های اخلاقی دارند. در این چارچوب، «روان‌شناسی اخلاق» نه شاخه‌ای فرعی از اخلاق هنجاری، بلکه حوزه‌ای میان‌رشته‌ای تلقی می‌شود که در آن فیلسوف و روان‌شناس در گفت‌وگو قرار می‌گیرند. فیلسوفان با تحلیل مفهومی و طرح پرسش‌های هنجاری، چارچوب‌های نظری را فراهم می‌کنند؛ در مقابل، روان‌شناسان با داده‌های آزمایشی و مشاهده‌ای نشان می‌دهند که عاملان انسانی در جهان واقعی چگونه عمل می‌کنند. این تعامل، به‌ویژه در دهه‌های اخیر، به چالشی جدی برای برخی مفروضات سنتی اخلاق فلسفی تبدیل شده است. یکی از محورهای اصلی مدخل، تعریف دامنه‌ی روان‌شناسی اخلاق است. در این نگاه، موضوع صرفا فضیلت‌های آرمانی یا اصول انتزاعی نیست، بلکه کارکرد واقعی ذهن در زمینه‌های اخلاقی است: نقش هیجان، شهود، استدلال، خودکنترلی و زمینه‌های اجتماعی. به بیان دیگر، اگر نظریه‌ای اخلاقی درباره‌ی عاملیت اخلاقی سخن می‌گوید، باید با آن‌چه علوم تجربی درباره‌ی انگیزش، کنترل رفتاری و قضاوت اخلاقی نشان می‌دهند، سازگار باشد یا دست‌کم به آن‌ها پاسخ دهد. مدخل همچنین به چند بحث کانونی می‌پردازد که داده‌های تجربی در آن‌ها تأثیرگذار بوده‌اند. یکی از مهم‌ترین این بحث‌ها، مسئله‌ی «شخصیت» و ثبات صفات اخلاقی است. پژوهش‌های روان‌شناسی اجتماعی مانند مطالعاتی که نشان می‌دهند رفتار افراد به‌شدت تحت تأثیر موقعیت‌های ظاهرا جزئی قرار می‌گیرد برخی نظریه‌های فضیلت‌محور را به چالش کشیده‌اند که بر وجود صفات پایدار و درونی تأکید دارند. این یافته‌ها به دیدگاهی موسوم به «موقعیت‌گرایی» دامن زده‌اند که نقش زمینه و بافت را برجسته می‌کند. موضوع دیگر، نسبت عقل و هیجان در قضاوت اخلاقی است. مطالعات شناختی و عصب‌روان‌شناختی نشان داده‌اند که بسیاری از داوری‌های اخلاقی سریع، شهودی و عاطفی‌اند و استدلال اغلب پس از شکل‌گیری حکم اولیه وارد می‌شود. این نتایج، مدل‌های کاملا عقل‌گرایانه از تصمیم اخلاقی را زیر سوال برده و بحث‌هایی تازه درباره‌ی نقش شهود، احساس همدلی و هیجان‌های اخلاقی برانگیخته‌اند. مدخل همچنین به انگیزش اخلاقی و مناقشه‌ی خودگرایی و دیگرگرایی می‌پردازد: آیا انسان‌ها اساسا از خودخواهی انگیخته می‌شوند یا توان انگیزش نوع‌دوستانه‌ی اصیل دارند؟ داده‌های تجربی در این زمینه برای ارزیابی نظریه‌های اخلاقی اهمیت دارند، زیرا بسیاری از نظام‌های هنجاری بر پیش‌فرض‌هایی درباره‌ی طبیعت انگیزش انسانی استوارند. اهمیت این مدخل در آن است که نشان می‌دهد اخلاق فلسفی نمی‌تواند نسبت به یافته‌های علوم انسانی بی‌اعتنا باشد. اگر نظریه‌ای درباره‌ی مسئولیت، فضیلت یا داوری اخلاقی ارائه می‌شود، باید با شواهد مربوط به نحوه‌ی واقعی کارکرد ذهن انسان هماهنگ شود یا توضیح دهد چرا این شواهد در ارزیابی هنجاری بی‌اهمیت‌اند. بدین‌ترتیب، «رویکردهای تجربی به روان شناسی اخلاق» از یک‌سو پلی میان فلسفه و علم می‌سازد و از سوی دیگر، فلسفه‌ی اخلاق را به بازاندیشی در مفروضات انسان‌شناختی‌اش فرا می‌خواند.
درباره جان دوریس
درباره جان دوریس
جان دوریس فیلسوف امریکایی و استاد دانشگاه واشنگتون در سنت لوئیس می‌باشد.
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب رویکردهای تجربی به روان شناسی اخلاق" ثبت می‌کند