4 داستان کوتاه ترسناک در 109 ص که میشه تو یه روز خوندشون و لذت برد... با اینکه نخستین کار این نویسندهی جوان بود بسیار لذت بردم. داستان نخست به نام اتاق صادق یه روایت خیالی از صادق هدایت بوده که بر اساس کتاب نامههای صادق هدایت به حسن شهید نورایی نوشته شده و صادق هدایت به یه خونهای نقل مکان کرده که مالکانش یه پیرزن و پیرمرد عجیب هستن و یه وقایع مشکوکی تو خونه رخ میده. داستان دوم به نام رژیم در مورد مرد چاقی است به نام مهران که بسیار چاق بوده و تلاش فراوانی جهت لاغری کرده اما ناکام مونده و به عنوان آخرین امیدش دست به دامن مؤسسهای میشه که ادعا داره برنامه غذاییشون با هیچ مؤسسهای قابل قیاس نیست و پول برنامه و مشاورهها رو هم در پایان کار و گرفتن نتیجه از مشتری میگیرن. داستان سوم به نام لامپ که بلندترین داستان این کتابه در مورد مهندسی است به نام فرید اخوان که مدتهاست با بیکاری و مشکلات مالی دست و پنجه نرم میکنه و حالا یه کار با درآمد خوب پیدا کرده و شرطش اینه که یه ساختمون قدیمی رو تخریب کنه اما اون خونه قصد تخریب شدن نداره! داستان چهارم هم به نام پادکست در مورد پسری به نام نیما ارسیاست که پادکست جنایی تولید میکنه و یه شب هنگام تولید پادکست متوجهی اتفاقات عجیبی در منزلش میشه. نکتهی جالب اینکه در هر 4 داستان خانه نقش کلیدی در اون فضای ترس و هراس داره... امیدوارم در آینده کارهای بیشتری از محمد تاج بخونیم و بتونه همین جذابیت و پرکشش بودن داستانهاش رو حفظ کنه.
سلام .لطفا موجود کنید .