1. خانه
  2. /
  3. کتاب نیمه شب دریاچه

کتاب نیمه شب دریاچه

4.25 از 2 رأی

کتاب نیمه شب دریاچه

Midnight on the Lake
انتشارات: پیدایش
٪15
346000
294100
معرفی کتاب نیمه شب دریاچه
در رمان «نیمه شب دریاچه» ماجرای پسری به نام سورنا بیان می شود که در عید نوروز برای دیدار پدربزرگش به قشم می رود. پدربزرگ در گروه حمایت از حیوانات و محیط زیست کار می کند. آنان متوجه می شوند مسئولین سیرک بزرگ شهر با حیوانات بدرفتاری می کنند؛ ازجمله با بچه خرسی که مادرش را تازه از دست داده است. آنان نقشه می کشند تا بچه خرس را نجات بدهند. اما تربیت بچه خرس کار ساده ای نیست.
درباره عباس عبدی (1331)
درباره عباس عبدی (1331)

عباس عبدی (زادهٔ ۱۳۳۱ – درگذشتهٔ ۱ آذر ۱۳۹۷) نویسنده ایرانی بود. از او مجموعه داستان‌های کوتاه با نام قلعه پرتغالی توسط نشر چشمه منتشر شده‌است. داستان‌های این کتاب عموماً در جزایر جنوبی ایران و از زبان مردی که دور از خانواده اش در آنجا کار می‌کند، روایت می‌شوند. از عباس عبدی همچنین چند داستان در ماهنامه هفت، فصلنامه ادبی خوانش، عصر پنج‌شنبه، زنده‌رود و… منتشر شده‌است. در سال ۱۳۸۸ دومین مجموعه داستان وی مشتمل بر ۱۴ اثر، با نام دریا خواهر است نیز توسط نشر چشمه انتشار یافت. در زمستان ۱۳۸۹ از مجموعهٔ رمان نوجوان امروز توسط انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان رمان شناگر و همزمان با برگزاری نمایشگاه کتاب در اردیبهشت ۱۳۹۰ نیز سومین مجموعه داستان وی مشتمل بر ۱۳ اثر باید تو را پیدا کنم توسط نشر چشمه منتشر شد. همچنین مجموعه داستان پرنده‌های هلندی نوشته وی در سال ۱۳۹۶ توسط نشر چشمه منتشر و راهی بازار نشر شده‌است. پرنده‌های هلندی هم وضعیتی مشابه دیگر آثار این نویسنده دارد و تجربه‌های یک مرد را از جهان اطرافش و همچنین ماجراهایی که او را احاطه کرده‌اند، در بر می‌گیرد. عباس عبدی ساکن جزیرهٔ قشم بود و همچنین وبلاگ «راه آبی» را می‌نوشت. او در ۱ آذر ۱۳۹۷ درگذشت.

نظر کاربران در مورد "کتاب نیمه شب دریاچه"
1 نظر تا این لحظه ثبت شده است

من وقتی کلاس سوم ابتدایی بودم با اردو به پیشواز آقای عباس عبدی رفتیم در اهواز که برای ما سخنرانی می‌کردن. امشب به صورت خیلی تصادفی ایشون را به یاد آوردم و با این که چندین سال بود اسمشون رو به یاد نمی‌آوردم امشب به یاد آوردم. بخاطر تشابه به اسم اکبر عبدی فامیل ایشان در ذهنم مانده بود و بعد خیلی اتفاقی اسم عباس در ذهنم پررنگ شد و حدسم درست بود. بعد متوجه شدم که امروز سالگرد فوت ایشان است! دو سه سال بعد از آن نشست ایشون فوت کرده بودند. نمی‌دانم چرا دلم بسیار گرفت. انگار خیلی می‌شناختمشون. آهنگ نفس آقای سیاحی هم هی در ذهنم تکرار می‌شود. یادمه کمی از کتاب قلعه پرتغالی را برای ما آنموقع خواندن و کمی از اون، در واقع فقط یک ایده از اون چیزی که خونده شد به یاد دارم. دوست داشتم کمی از اثارشون رو برای آرامش روحشان بخوانم منتها پول ندارم کتاب الکترونیکی بخرم. امیدوارم روحشان قرین رحمت باشد. 💖

1404/09/03 | توسطکاربر سایت
0
| |