دوستان توجه کنید که داستان نیمه تمام و ژول ورن هیچگاه کاملش نکرد و در زمان حیاتش چاپ نشد. به همین خاطر خلاف کتابهای این سری منتشر شده توسط ققنوس - آفرینگان، نقاشیهای سیاه و سفید ندارد. سوژه و متن جذاب است و کاش ناشر ژول ورن اجازه میداد تمامش کند.
در معرفی این کتاب از سوی ناشر آمده است: «چرا ناشر این رمانِ ژول ورن را رد کرد؟ اِتزل که ناشر همیشگیِ آثار او بود و پابهپای نویسنده موفقش چند ده جلد سفرهای شگفتانگیز منتشر کرده بود، از "عمو رابینسون" خوشش نیامد. چرا؟ چون مخالف شخصیت کودک در رمان بود؛ اما ژول ورن دوست داشت مسیر رابینسون کروزوئه را با سبکِ خودش در این رمان ادامه دهد. بنابراین رمان را شروع کرد و به خوبی جلو برد؛ اما سَرخورده از ناشر، آن را بالاخره کنار گذاشت. "عمو رابینسون" سالها بعد، لای دستنوشتههای ژول ورن پیدا شد. به همین دلیل هیچ گراوری نداشت؛ اما رمان آنقدری طرفدار داشت که دستکم پنج نویسنده برایش ادامهای نوشتند و منتشر کردند. رمان ماجرای زوجیست با چهار فرزند که در اقیانوس گم میشوند و سر از جزیرهای ناشناخته در میآورند…. ژول ورن آنقدر رمان را خوب شروع کرده و وجود دو طفلی که در آغوش زن خوابیدهاند، آنقدر فضا را لطیف و احساسی کرده که انتشارات لیوق دو پوش، تصمیم گرفت "عمو رابینسون" را در مجموعه "سفرهای شگفتانگیز" جای دهد و با سر و شکلی لایقِ این رمان، آن را بازنشر کند.