کتاب «مادران خودشیفته و سمی» نوشتهی کارولین فوستر اثری در حوزهی روانشناسی خانواده و آسیبهای دوران کودکی است که به تجربهی فرزندان بزرگسال دارای مادران خودشیفته میپردازد. نویسنده با تمرکز بر روابط والد و فرزند در محیطهای ناسالم نشان میدهد چگونه الگوهای رفتاری کنترلگر، تحقیرکننده یا دستکاریکننده میتوانند بر شکلگیری هویت، عزتنفس و سلامت روان فرد تاثیر بلندمدت بگذارند. این کتاب تلاش میکند تصویری دقیق از مفهوم خودشیفتگی والدین ارائه دهد و پیوند آن را با نشانههایی شبیه به اختلال استرس پس از سانحهی پیچیده یا CPTSD توضیح دهد. در سراسر متن خواننده با اصطلاحات کلیدی مانند مرزگذاری روانی، وابستگی هیجانی و بازسازی شخصیت آشنا میشود؛ مفاهیمی که در جستجوهای مرتبط با درمان آسیبهای خانوادگی و مادران خودشیفته جایگاه مهمی دارند. فوستر به تشریح ویژگیهای رفتاری مادران دارای گرایشهای خودشیفته میپردازد؛ از جمله نیاز مداوم به تحسین، ناتوانی در همدلی، رقابت پنهان یا آشکار با فرزند و استفاده از احساس گناه برای اعمال نفوذ. نویسنده توضیح میدهد که این الگوها چگونه میتوانند باعث شکلگیری نقشهای خاص در خانواده شوند، مانند «فرزند مطلوب» که باید تصویر بینقصی ارائه دهد یا «قربانی» که مسئول مشکلات تلقی میشود. سپس پیامدهای این ساختار بر زندگی بزرگسالی بررسی میشود؛ پیامدهایی مانند اضطراب مزمن، کمالگرایی افراطی، دشواری در ایجاد روابط سالم و ترس از طرد شدن. کتاب با استناد به چارچوبهای روانشناختی نشان میدهد که این نشانهها اغلب نتیجهی سالها فشار هیجانی و بیثباتی عاطفی هستند، نه ضعف شخصیتی فرد. بخشهای بعدی اثر به ارائهی راهبردهای عملی برای خروج از چرخهی آسیب اختصاص دارد. فوستر بر اهمیت پذیرش واقعیت گذشته تاکید میکند و توضیح میدهد که درک محدودیتهای والد خودشیفته، نخستین گام در مسیر ترمیم روانی است. تعیین مرزهای روشن در ارتباطات خانوادگی، کاهش یا مدیریت تماس و استفاده از تکنیکهایی مانند واکنش حداقلی در برابر تحریکهای عاطفی از جمله راهکارهایی هستند که بهصورت ساختاریافته مطرح میشوند. علاوه بر این در کتاب «مادران خودشیفته و سمی» تمرینهایی برای خودمراقبتی، ثبت روزانهی احساسات، بازسازی گفتوگوی درونی و تقویت حس ارزشمندی معرفی شدهاند تا فرد بتواند تدریجا هویت مستقلتری شکل دهد و از الگوهای قدیمی فاصله بگیرد.