کتاب زندگی مشترک و حد و مرزهایش

Boundaries in Marriage
کد کتاب : 15822
مترجم :
شابک : 978-9642785346
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 329
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 1999
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 4
زودترین زمان ارسال : 4 اردیبهشت

معرفی کتاب زندگی مشترک و حد و مرزهایش اثر هنری کلاود

بیاموزید چه موقع باید بله بگویید و چه وقت نه بگویید - به همسرتان و دیگران - تا بیشترین استفاده را از ازدواج خود ببرید.
نویسنده کتاب « زندگی مشترک و حد و مرزهایش » به نویسندگی « جان تاون سند » و « هنری کلاود »
چنین مینویسند که تنها در صورتی که زن و شوهر نیازها ، انتخاب ها و آزادی های یکدیگر را بدانند و به آن احترام بگذارند ، می توانند خود را آزادانه و عاشقانه به یکدیگر بدهند. مرزها "خطوط مالکیت" هستند که زن و شوهر را به صورت فردی تعریف و محافظت می کنند. هنگامی که آنها برقرار شوند ، یک ازدواج خوب می تواند بهتر شود و یک ازدواج کمتر از رضایت خاطر حتی می تواند نجات یابد.
دکتر « هنری کلود » و « جان تاون سند » ، مشاوران و نویسندگان کتاب پرفروش مرزها ، به زوجین نشان می دهند که چگونه 10 قانون مرز را اعمال کنند که می تواند تفاوت واقعی در روابط ایجاد کند. آنها به همسران و همسران کمک می کنند تا نقاط اصطکاک یا آسیب های جدی و خیانت در ازدواج خود را درک کنند - و فراتر از آنها به مراقبت ، احترام ، تأیید و صمیمیت متقابل که هر دو آرزو دارند ، می روند.
در کتاب « زندگی مشترک و حد و مرزهایش » مرزها در ازدواج به زوجین کمک می کند:
• مرزهای شخصی خود را تعیین و حفظ کنید و به احترام همسر خود احترام بگذارید
• ارزش هایی را تعیین کنید که ساختار و معماری خداگونه برای ازدواج آنها شکل بگیرد
• از ازدواج آنها در برابر انواع مختلف "مزاحمان" محافظت کنید
• با همسری کار کنید که مرزها را درک کرده و برای آنها ارزش قائل است - یا با همسری که این کار را نمی کند همکاری کنید

کتاب زندگی مشترک و حد و مرزهایش

قسمت هایی از کتاب زندگی مشترک و حد و مرزهایش (لذت متن)
من (دکتر ناوی ند) به تازگی و در دو شب متفاوت با دو زوج که از دوستان قدیمی ام هستند، شام خوردم. هر دو زوج مسن هستند و بیش از - چهل سال است که ازدواج کرده اند. اکنون آنها در دورانی هستند که ما أنس را اسالهای طلایی، ازدواج می خوانیم: دوره ای که علی و همکاری بکا عمر به بار می نشیند و رابطه ای عمیق و رضایت بخش را به هر دو طرف ارزانی می دارد. اما میان این دو زوج تفاوت زیادی دیدم ۱ - در رستورانی که با هارولد و سارا رفتیم، شام روی میز بزرگې چیده شده بود و هر کس غذای دلخواهش را در بشقاب میکشید و می آور دے ۔ شام را خوردیم و نوبت به د سر رسید, هارولد به سارا گفت: «سارا دسره. او از سمت را خواهش نکرد و هیچ محبتی در صدابش نبود. او نگفت سارا لطف می شود برایم در بیاوری؟» و نگفته: أعزیزم، میخواهی برایت دسر بیاورم؟، هارولد فکر میکرد ما را از دستور دو کلمه ای او مالیت می کند.