این شماره از شعر زمان ما اختصاص دارد به خسرو گلسرخی، شاعر، نقاد، مبارز، پرفورمر و نویسندهای که با ایثار خویش در برابر نظام سلطه، ایدهای نو را به تاریخ ادبیات فارسی افزود: خلق فیگوری از نویسندگی که نهتنها از زندگی فردی و اجتماعی وی منفک نبود، بلکه بهطرز غریبیْ شخصیت و نمود اجتماعی نویسنده و نوشتههای نویسنده را معنادارتر میکرد: فیگور شاعر مبارز2. فیگوری که در شعرش ترجمان دقیقی از زندگی و زیست اجتماعیاش بوده است، به سادهترین روشی که بتوان نمادها و معنا را انتقال داد و (همان موقع) در زندگی مبارزاتی و اجتماعیاش هم تناظری یکبهیک است از رمانتیکوارگی و تهور و صراحت درون شعرش. بیشک چنین جایگاه و موقعیتی در شعر فارسی با گلسرخی تعریف پیدا میکند.
شعر گلسرخی یک ساخت اولیه دارد و آن چیزی است که روی کاغذ منتشر میشود؛ بهعلاوۀ مقداری دستآویزهای بلاغی، که برای مثال در آنجا (در شعرش) اعلام میدارد: «بر فراز شهر آذین بندند/ و به دور نامم مشعلها بفروزند/ و بگویند: خسرو، از خود ما است/ پیروزی او دربست بهروزی ماست …/ … / ما همین فردا/ کاری خواهیم کرد/ کاری کارستان …»؛ همۀ اینها (پیشگویی نوعی، خیالی رمانتیک) میتوانست چندان مهم نباشد اگر گلسرخی در برابر حافظۀ تاریخی، دقیقا تجلی پیشگوییهایش دربارۀ خود و نیز تجلی شعر خویش درنمیآمد، در نحوی که زندگی و مقاومت میکند. از این نظر ساخت ثانویۀ شعرهای گلسرخی، طرز زندگی و مقاومت اوست که به آن ساخت اولیه، فرمی معنادارتر از آنچه بهتنهایی مینماید، میبخشد. در داداگاه، موقع دفاع اول، دوربین حافظۀ تاریخی برای گزارش به عموم روشن میشود؛ او کیست؟ «شاعری» که میخواهد معنای شعاری شعرهایش را کامل کند. چطور؟، با اجرای یکبهیک آنچه وعده داده بود.