داستان هایی عمیقا تکان دهنده و به شدت خردمندانه.
این کتاب، توانایی این نویسنده ی خارق العاده در داستان سرایی را بار دیگر به ما یادآوری می کند.
مسحورکننده.
کجا باید برود؟ می خواست ساختمانی پیدا کند که می توانست از آن بپرد و خودش را بکشد. معبد برای این کار چطور بود؟ نه، فقط دو طبقه داشت، زیادی کم ارتفاع بود. مدرسه ی ابتدایی چطور؟ نه، اگر آنجا می مرد، ممکن بود روحش بچه ها را بترساند، آن وقت مردم سرزنشش می کردند.
بی تفاوتی، قدرتمندترین تحقیر است.
ضرباهنگ سریع، طرح داستانیِ یک وجهی، و وجود ایجاز از ویژگی های «داستان های کوتاه» هستند
داستانهای کوتاه جالبی داشت،بیشترشون راجب چینی هایی بود که اومدن آمریکا و اتفاقاییه که میوفته مثلا پیرمردو پیرزنی که زندگیشونو فروختن اومدن پیش بچه اشون،راهبایی که اومدن اموزش ببینند،زن و مرد جوونی که اومدن تا آرامش داشته باشند ولی خانواده سنتی رهاشون نکرده یکی ام بود دوست دخترش یه بازیگر هندی بود و خودش مراقب طوطی اون خانوم بود و داستانش رو دوست داشتم،و چند تا داستان دیگه ام داشت اما مشکل اینه که خیلی به نظرم تحریف شده بود و قطعا زبان اصلیش عالی خواهد بود✨️