از جمله آثار دراماتیکی است که در قالبی فشرده و با بهرهگیری از زبانی فلسفی، به واکاوی مفاهیمی چون هویت، دیگری، تنهایی و گسست از واقعیت میپردازد. این اثر در هشت پرده تنظیم شده و عمدتا در بستری بسته و نمادین میان دو شخصیت «مرد» و «مرد جوان» جریان مییابد. نویسنده با اقتباس و الهام از فضای اگزیستانسیالیستی و بهویژه داستان «هروسترات» اثر ژانپل سارتر، جهانی را ترسیم میکند که در آن مرز میان واقعیت و توهم بهشدت متزلزل است. شخصیتها، که گاه بهسان تصویر و انعکاس یکدیگر جلوه میکنند، در کشاکشی پرتنش و ذهنی، خود را در برابر پرسشهای بنیادینی از ماهیت خویشتن، آزادی، مسئولیت و سرنوشت مییابند. دریچهی آتش، صدای تکرارشونده، و فضای تنگ و بسته، همه در خدمت ایجاد فضایی خفهکننده و ذهنفرسا هستند که مخاطب را نیز درگیر خلسهی روانی اثر میسازد. «همزاد» را میتوان نمونهای درخشان از نمایشنامهنویسی معاصر دانست که با بهرهگیری از عناصر روانکاوانه و فلسفی، تلاش دارد تا از دل گفتوگوها و تقابلها، آینهای پیش روی انسان معاصر بگذارد تا به خویش در آیینهی دیگری بنگرد. زبان اثر، در عین ایجاز، سنگین و چندلایه است و صحنهها حامل بار نمادین بالاییاند. این نمایشنامه از آندست آثاریست که تماشاگر و خوانندهی خود را نه فقط به تماشا، بلکه به اندیشیدن فرامیخواند.