سانگو ماندانا نویسنده انگلیسی رمانهای نوجوان دربارهی جادو، هیولاها و اسطورهها است.
یه کتاب حال خوبکُن که توی دنیایی جادویی روایت میشه✨️ داستانش رو خیلی دوست داشتم. فضاسازیهای فوقالعاده قشنگی داشت و شخصیتهاش برام خیلی دوستداشتنی بودن. صد البته که ترجمهی خوبش هم توی لذت بردنم از کتاب موثر بود. داستان در مورد ساحرهای به نام میکا مونه که تنها زندگی میکنه. پریمرُز، زنی که میکا رو از بچگی بزرگ کرده، رئیس انجمن جادوگرانیه که هر چند ماه یکبار دور هم جمع میشن و به جز اون، ارتباط دیگهای با هم ندارن. میکا که سالها مجبور شده جادو و هویت واقعیش رو پنهان کنه، دوست داره با ساحرههای دیگه دوست بشه ولی این کار ممنوعه. پس شروع به ساختن ویدیوهایی با محتوای جادوگری میکنه. همین ویدیوها، پای اون رو به ماجرایی باز میکنه که هرگز تصور نمیکنه چه سرانجامی داره... همهچی از دعوتنامهای شروع میشه که براش فرستاده میشه و اون رو راهی مکانی به نام ناکجاآباد میکنه. جایی که با گروهی از آدمهای مهربون آشنا و بهش پیشنهاد میشه وظیفهی آموزش سه دختر کوچولوی ساحره رو به عهده بگیره. میکا که از کنار هم بودن این سه ساحره کوچولو تعجب کرده، با شک و تردید این کار رو قبول میکنه ولی کمکم، اتفاقات زیادی میافته که اون رو دلبستهی نکجاآباد میکنه. آیا میکا میتونه این سه ساحرهی کوچولو رو به درستی آموزش بده؟ میتونه برای یک بار هم که شده،از تظاهر دست برداره و خودِ واقعیش باشه؟ اگه پریمرُز از این ماجرا بویی ببره چی میشه؟ چه اتفاقات پیشبینی ناپذیری ممکنه بیفته؟ امتیاز در گودریدز: 3.93
لطفا موجود کنید
کی موجود میشه؟