این آثار متعلق به عطار نیشابوری نیستند. نقل قولی از دکتر شفیعی کدکنی میآورم: «جز آن چهار منظومه (منطقالطیر و الهینامه و اسرارنامه و مصیبتنامه) و دیوان و مختارنامه و کتاب تذکرة الاولیا، هیچ اثر دیگری از عطار نیست و تمام منظومههای ناتندرستی که به اسم بلبلنامه، بیسرنامه، پسرنامه، حیدرینامه، پندنامه، جوهرالذات، حلاجنامه، سیاهنامه، اشترنامه، لسانالغیب، مظهرالذات، معراجنامه، مفتاحالفتوح، نزهتنامه، وصلتنامه، هیلاجنامه وجود دارد، و بعضی از آنها مانند پندنامه متأسفانه بارها و بارها به نام او نشر یافته، هیچکدام از آثار او نیست. اغلب اینها محصول روزگار انحطاط عرفان و حاصل یاوهگویی درویشهای بیکاری است که طبع نظمی داشتهاند و اندیشههای علیل و تخیلات خود را بهصورت منظومههایی سست و بیمارگونه به دست آیندگان سپردهاند، و برای آن که از بیرحمی زمانه - که اینگونه آثار را در همان عصر مؤلفان به فراموشی میسپارد - در امان بمانند نام شریف و ارجمند فریدالدین عطار نیشابوری را بهعنوان سراینده بر آنها نهادهاند و آن بزرگوار در طول این سدهها نامش به اینگونه یاوهها آلوده شدهاست و هنوز هم در مباحث تاریخ عرفان و ادب متأسفانه آثار این آمیختگی گاهگاه خود را نشان میدهد؛ هم در نوشتههای خاورشناسان و هم در آثار بعضی از نویسندگان ایرانی و شرقی.» مقدمه کتاب منطق الطیر به تصحیح محمدرضا شفیعی کدکنی، صفحه 37