1. خانه
  2. /
  3. کتاب شبحی از جهانی بی‌نقص

کتاب شبحی از جهانی بی‌نقص

نویسنده: فیلیپ ریدلی
3.4 از 1 رأی

کتاب شبحی از جهانی بی‌نقص

(نمایش‌نامه 37)
Ghost from a Perfect Place
انتشارات: دیدآور
٪15
190000
161500
معرفی کتاب شبحی از جهانی بی‌نقص
نمایشنامه‌ی «شبحی از جهانی بی‌نقص» اثر فیلیپ ریدلی که نخستین‌بار در سال ۱۹۹۴ در تئاتر همپستد لندن اجرا شد، یکی از شاخص‌ترین نمونه‌های درام معاصر بریتانیاست که به‌طور هم‌زمان روان فردی و تحولات اجتماعی را به چالش می‌کشد. این نمایش بلند، که در بستر شرق لندن اوایل دهه‌ی ۱۹۹۰ می‌گذرد، در لحظه‌ای تاریخی شکل گرفته است که شهر با موج نوسازی، حذف تدریجی محله‌های کارگری و دگرگونی خشونت‌بار هویت‌های اجتماعی مواجه بود. ریدلی از دل این بستر، روایتی فشرده و آزاردهنده درباره‌ی فروپاشی قدرت، مردانگی و تعلق می‌سازد. مرکز ثقل نمایش، شخصیت تراویس فلاد است؛ جنایتکاری سابق که زمانی قدرت خیابان را در اختیار داشت و اکنون در آپارتمانی فرسوده، به شکلی منزوی و نیمه‌اسطوره‌ای زندگی می‌کند. تراویس بیش از آنکه با جهان بیرون درگیر باشد، اسیر تصویری است که از گذشته‌ی خود ساخته است؛ تصویری که در آن خشونت، ترس و تسلط فیزیکی مترادف معنا و هویت بوده‌اند. ورود ریو، زنی جوان با پیوندی مبهم به گذشته‌ی او، این تعادل شکننده را بر هم می‌زند. رابطه‌ی میان این دو، که از ارعاب به اغوا و از آسیب‌پذیری به رویارویی می‌لغزد، مسیر روایت را شکل می‌دهد، بی‌آنکه نمایشنامه به افشای داستانی مستقیم یا گره‌گشایی کلاسیک متوسل شود. «مکان بی‌نقص» در عنوان اثر، نه یک جغرافیای واقعی، بلکه گذشته‌ای خیالی و بازسازی‌شده است؛ زمانی که تراویس در آن احساس قدرت، تعلق و امنیت می‌کرد. «شبح» نیز هم‌زمان به حضور وسواسی این گذشته و به حذف فرهنگی طبقه و هویتی اشاره دارد که در نظم جدید شهری جایی ندارد. نمایشنامه نشان می‌دهد که چگونه تغییرات اقتصادی و اجتماعی، نوعی مردانگی مبتنی بر سلطه و خشونت را منسوخ می‌کنند و فردی که قادر به تطبیق نیست، ناگزیر به پناه بردن به اسطوره‌ی خویش می‌شود. از منظر مضمونی، اثر به‌طور عمیق به هویت، حافظه و جابه‌جایی اجتماعی می‌پردازد. ریدلی نوستالژی را نه احساسی بی‌خطر، بلکه شکلی از خشونت می‌داند؛ خشونتی که می‌تواند به اندازه‌ی اعمال فیزیکی ویرانگر باشد. چسبیدن به گذشته‌ای ایده‌آل، تراویس را از امکان زیستن در حال محروم می‌کند و او را به شبحی در فضای محدود آپارتمانش بدل می‌سازد. در این میان، پویایی جنسیتی نقشی تعیین‌کننده دارد: ریو اقتدار تراویس را نه با زور، بلکه با اختلال عاطفی و نمادین به چالش می‌کشد و ساختار قدرت او را از درون می‌فرساید. از نظر سبک، زبان ریدلی خام، تغزلی و ستیزه‌جوست. مونولوگ‌های شاعرانه در کنار واقع‌گرایی تند قرار می‌گیرند و فضای بسته‌ی نمایش، شدت روانی را تشدید می‌کند. این تمرکز بر درون، اگرچه به قدرت شخصیت‌پردازی می‌افزاید، گاه با اتکای زیاد به نمادگرایی و مونولوگ، مخاطب را در فشار عاطفی مداوم قرار می‌دهد و مجال تسکین روایی اندکی باقی می‌گذارد. در جمع‌بندی، «شبحی از جهانی بی‌نقص» اثری است که ارزش ادبی و اجتماعی آن در مواجهه‌ی بی‌پناه با فقدان، تغییر و شکنندگی هویت نهفته است. ریدلی بدون ارائه‌ی آرامش یا پاسخ اخلاقی ساده، مسئولیت درک این فروپاشی را بر دوش مخاطب می‌گذارد. ماندگاری نمایشنامه دقیقا در همین بی‌تسلی‌بودن آن است؛ درامی که نشان می‌دهد قدرت از دست‌رفته، اگر به اسطوره بدل شود، می‌تواند به زندانی روانی و اجتماعی تبدیل شود که راه گریزی از آن وجود ندارد.
درباره فیلیپ ریدلی
درباره فیلیپ ریدلی
فیلیپ ریدلی (متولد ۱۹۵۷ در شرق لندن) داستان‌نویس انگلیسی است که در طیف گسترده‌ای از رسانه‌های هنری کار می‌کند.
به عنوان یک هنرمند تجسمی از او به عنوان یکی از معاصران "هنرمندان جوان بریتانیایی" یاد شده است و آثار هنری خود را در سطح بین المللی به نمایش گذاشته است.
او به‌عنوان یک رمان‌نویس، هم برای کودکان و هم برای بزرگسالان داستان‌های تخیلی خلق کرده است و به‌عنوان نویسنده کودک موفقیت و شهرت خاصی داشته است.
در عرصه سینما، او را شاید بیشتر به خاطر فیلمنامه برنده جایزه‌اش برای فیلم 1990، The Krays (1990)، یک فیلم زندگی‌نامه‌ای درباره دوقلوهای کری که توسط پیتر مداک کارگردانی شد، می‌شناسند. او به‌عنوان یک فیلمساز به تنهایی برای خلق سه‌گانه‌ای از فیلم‌های ترسناک شناخته می‌شود: پوست بازتابنده (1990)، مصائب ظهر تاریک (1995) و بی‌قلب (2009) که برای آنها طرفدارانی پیدا کرده است.
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب شبحی از جهانی بی‌نقص" ثبت می‌کند