1. خانه
  2. /
  3. روزی که کتاب باز شدم

روزی که کتاب باز شدم

نویسنده: آرش آذرپناه
2.35 از 2 رأی

روزی که کتاب باز شدم

The day I opened the book
انتشارات: نشر ثالث
٪15
280000
238000
معرفی روزی که کتاب باز شدم
کتاب «روزی که کتاب باز شدم» به قلم آرش آذرپناه، اثری است که می‌توان آن را چکیده و عصاره‌ی زیست ادبی یک نویسنده دانست. این کتاب در قالب مجموعه متشکل از 3بخش اصلی، ترکیبی جذاب از خاطره‌نگاری شخصی، گفت‌وگوهای تخصصی و نقد ادبی را به مخاطب ارائه می‌دهد.
بخش نخست این کتاب به «ناداستان‌ها» اختصاص دارد و شامل 11روایت جذاب است. آذرپناه در این بخش، نقبی به گذشته می‌زند و با محوریت زادگاهش، اهواز، به خاطره‌نگاری می‌پردازد. عناوین این بخش مانند «لک‌لک‌ها و خرم‌شهر اهواز» و «جنگل شهر»، نشان از پیوند عمیق نویسنده با جغرافیای کودکی و نوجوانی‌اش دارد. در کنار این شهرگردی‌ها، روایت‌هایی از مسیر «کتاب‌باز» شدن و دغدغه‌های نوشتن نیز به چشم می‌خورد. بخش دوم، مجموعه‌ای از «گفت‌وگوها» با چهره‌های شاخص ادبیات داستانی ایران است. مصاحبه با بزرگانی چون ابراهیم گلستان، شهریار مندنی‌پور، کورش اسدی و ابوتراب خسروی، این بخش را به گنجینه‌ای از تجربیات و دیدگاه‌های نویسندگان معاصر بدل کرده است. در بخش سوم، مخاطب با «جستارها» و نقدهای ادبی آذرپناه مواجه می‌شود. واکاوی جهان داستانی نویسندگانی مانند هوشنگ گلشیری، احمد محمود و غزاله علیزاده، در کنار بررسی سیر تحول رمان شهری و عامه‌پسند فارسی، نشان‌دهنده‌ی تسلط و نگاه تحلیلی نویسنده به ادبیات داستانی ایران است.
آرش آذرپناه در کتاب، از احساسی درونی پرده برمی‌دارد؛ تمایلی به این‌که این اثر، ایستگاه پایانی مسیر نویسندگی او باشد تا چوب دوی امدادی نوشتن را به نسل‌های جوان‌تر بسپارد. او این کتاب را ادای دینی خالصانه به نفس نوشتن و جایگاه خود کتاب می‌داند. نطفه‌ی آغازین این اثر، از یادداشت‌ها و خاطره‌نگاری‌های پراکنده‌ای بسته شد که نویسنده در مطبوعات پرتیراژ دهه‌ی 90خورشیدی منتشر می‌کرد. پس از آن‌که چاپ چند روایت از او در مجلاتی نظیر «داستان» و «زنده‌رود» با استقبالی چشمگیر و فراتر از انتظار روبه‌رو شد، وی تصمیم گرفت این مسیر را به عنوان ادای دینی به شهر اهواز که بستر اصلی رشد او بوده است، ادامه دهد. نتیجه‌ی این تصمیم، نگارش 8قسمت شهرگردی در اهواز و افزودن 3خاطره‌نگاری دیگر با موضوع کتاب و نوشتن بود که در مجموع 11ناداستان بخش اول را شکل دادند. از آن‌جا که شاکله‌ی اصلی این خاطرات با کتاب‌گردی گره خورده بود، نویسنده ترغیب شد تا مقالات تحلیلی و مفصل خود درباره‌ی ادبیات داستانی ایران را نیز به این مجموعه بیفزاید. در همین اثنا، آذرپناه دریافت این اثر در حال تبدیل شدن به آینه‌ی تمام‌نمای زیست ادبی اوست. بر همین اساس، مصاحبه‌های مهم خود با نویسندگان مطرح ایرانی که پیش‌تر در روزنامه‌هایی مانند آرمان و شرق چاپ شده بودند را نیز به کتاب افزود تا این مجموعه به جامع‌ترین اثر غیرداستانی او بدل شود. اثری که به باور او، با داشتن ناداستان‌ها برای مخاطب عام جذاب است، با جستارها و مصاحبه‌ها ذهن مخاطب خاص را اقناع می‌کند و از همه مهم‌تر، می‌تواند به عنوان یک دفترچه‌ی آموزشی برای هنرجویان داستان‌نویسی مورد استفاده قرار گیرد.
درباره آرش آذرپناه
درباره آرش آذرپناه
آرش آذرپناه متولد سال 1359، نویسنده و منتقد ادبی، به نوشتن داستان‌های کوتاه، رمان و نقد داستان در مطبوعات شناخته می‌شود، اما به واسطه‌ این‌ که دانش‌آموخته‌ زبان و ادبیات فارسی در مقطع دکتراست، در حیطه‌های دانشگاهی به عنوان پژوهشگر داستان کوتاه نیز نامی آشناست. کتاب "داستان‌های پشت پرده" تمثیل در داستان کوتاه معاصر ایران، "جرم زمانه‌ساز"، "شماره‌ی ناشناس" و "کسی گلدان‌ها را آب نمی‌دهد" از عناوین آثار آذرپناه هستند.
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "روزی که کتاب باز شدم" ثبت می‌کند