کتاب «کلنل خواب ندارد» رمانی کوتاه و فشرده از نویسنده فرانسوی امیلیین ملفاتو است که در آگوست ۲۰۲۲ توسط انتشارات Sous-Sol منتشر شد. این اثر کمحجم با زبانی شاعرانه و در عین حال بیرحمانه، به یکی از تاریکترین وجوه تجربهٔ انسانی میپردازد: خشونت سازمانیافته جنگ و پیامدهای روانی آن بر کسانی که هم قربانیاند و هم عامل. رمان پس از انتشار با استقبال منتقدان روبهرو شد و در فهرست بلند چند جایزه ادبی معتبر فرانسه قرار گرفت؛ توجهی که نشان میدهد با وجود حجم اندک، با متنی پرقدرت و اندیشیده روبهرو هستیم. داستان در کشوری بینام و جنگزده میگذرد؛ انتخابی آگاهانه که از همان ابتدا روایت را از یک موقعیت تاریخی خاص جدا میکند و آن را به تجربهای جهانشمول بدل میسازد. شخصیت مرکزی، کلنلی است که وظیفه روزانهاش بازجویی زندانیان است؛ بازجوییای که در واقع به معنای اعمال شکنجه در فضایی زیرزمینی و پنهان است. او کار خود را با دقت، نظم و نوعی حرفهمندی سرد انجام میدهد؛ گویی خشونت برایش به یک رویه اداری بدل شده است. اما این نظم ظاهری در شب فرو میپاشد. کلنل از بیخوابی رنج میبرد و ذهنش مملو از تصاویر مردانی است که زیر دست او خرد شدهاند؛ چهرههایی که در خواب و بیداری همچون اشباح بازمیگردند و مرز میان واقعیت و کابوس را محو میکنند. در کنار کلنل، دو چهره دیگر نیز حضور دارند: ژنرالی که در کاخی بزرگ اما تهی، بهتدریج به جنون فرو میرود، و یک افسر زیردست که شاهد خاموش این ماشین خشونت است. این سهگانه انسانی، سه واکنش متفاوت به جنگ و قدرت را مجسم میکند: اعمال فعال خشونت، فروپاشی عقل در رأس قدرت، و انفعال هراسآلود شاهد. فضای شهر، همواره خاکستری و بارانی است؛ شهری که گویی خود نیز زیر بار جنگ فرسوده شده و به صحنهای رویاگون و خفقانآور بدل گشته است. از نظر مضمونی، رمان بیش از آنکه به خود خشونت بپردازد، به اثر ماندگار آن بر روان انسان توجه دارد. ملفاتو نشان میدهد که جنگ، حتی برای عاملانش، پایانی ندارد؛ خاطرهها بازمیگردند، گناه پاک نمیشود و اطاعت از دستور، آرامش نمیآورد. کلنل در عین آنکه شکنجهگر است، خود نیز اسیر خاطره و بیخوابی است؛ وضعیتی که مرز میان قربانی و جلاد را پیچیده و ناراحتکننده میکند. کتاب از قضاوت اخلاقی مستقیم پرهیز میکند، اما با همین پرهیز، خواننده را ناگزیر به تأمل اخلاقی میکشاند. نثر ملفاتو موجز، قطعهقطعه و آکنده از تصاویر تکرارشونده است؛ باران، سایه، خاکستر و بدنهایی که از انسانیت تهی شدهاند. این زبان شاعرانه نه برای زیباشناسی صرف، بلکه برای بازنمایی فروپاشی درونی شخصیتها به کار میرود و به متن حالتی تبآلود و ناآرام میبخشد. در جمعبندی، «کلنل خواب ندارد» رمانی کوتاه اما سنگین است؛ متنی که بدون روایت پرحادثه یا توضیح تاریخی، به قلب تاریک تجربه جنگ نفوذ میکند. این کتاب برای خوانندگانی که به ادبیات ضدجنگ، رمانهای روانشناختی و متونی با زبان فشرده و استعاری علاقهمندند، اثری تأملبرانگیز و ماندگار است؛ روایتی که نشان میدهد خشونت، حتی وقتی پنهان و نظاممند است، همواره راهی برای بازگشت به ذهن انسان پیدا میکند.