«همهچیز از سیاهی کوچک روی بازوی سهراب شروع شد؛ اونقدر این کبودی بزرگ و بزرگ شد که یک شب خواب دیدم کل آسمون سیاه شده؛ درخت سرو افتاده؛ ستارهها دونه دونه دارن میچرخن و از صفحه نقاشی میافتن روی خاک؛ فقط یک بوم سیاه و خالی رنگ قیر باقی مونده؛ چای توی فنجون سفالی قرمز یخزده، پروانه از روی دستگیره پنجره بیمارستان بیرون پریده؛ گربه تیمور لنگ شده؛ آرزوی فرنگیس نقش آب شده، شکم کوزه شکسته؛ من روی پرده سینما توی حلقه کوچکی وسط سیرک میرقصم؛ گردن زرافه شکسته و از آسمون به زمین افتاده؛ توی لاک بزرگی فرورفتم؛ سودابه دستهای بزرگ تابهتایی رو دست گرفته…»
پرارین پورحاجی زاده نویسنده ایرانی متولد سال 1363 میباشد.