یک زندگی عادی، یک دیدار ساده در آرامگاه، و عشقی که همه چیز را تغییر میدهد... ماندانا، دختری که سالهاست با خاطرات تلخ گذشتهاش زندگی میکند، ناگهان با پسری آشنا میشود که دوباره طعم عشق را به او میچشاند. اما این قصه ساده نیست... درست همان روزهایی که ماندانا به زندگی امید میبندد، سایهی یک قاتل زنجیرهای بر شهر میافتد؛ قاتلی که در هر صحنه قتل، پیامهای خونین و گردنبندهای مرموزی به جا میگذارد. پلیس در تلاش برای کشف حقیقت است، اما هیچکس نمیداند این ماجرا به گذشتهی تاریک خانواده ماندانا گره خورده است... رازی که سالها دفن شده بود، حالا با خون بر دیوارها نوشته میشود.
رمان آیو داستانی از عشق، خیانت، جنایت و انتقام؛ جایی که هیچ چیز آنطور که به نظر میرسد نیست و حقیقت، قربانی میگیرد..
من دوستش داشتم یک رمان با محوریت قتلهای سریالیه و یک عاشقانه فرعی هم داره بهش ۴ میدم چون میتونست منسجمتر باشه