«خبرهای مخفی و مبهمی هست از خونهای که آدمهای جورواجور توش جمع میشن و نمیدونم بازی میکنن، چیکار میکنن. تا الان چند نفر ناپدید شدهن که به نظر من دزدیدنشون.چند تا زن جوان، چند تا مرد از هر سنی. خبر یکیش رو امروز توی روزنامه نوشته بودن. نمیدونم روزنامه میخونی یا نه. چرا کسی به پلیس خبر نمیده؟ پشت قضیه یه چیزی هست. نه کسی پیگیر میشه، نه پلیس خودش پیگیری میکنه.»
از نظر نثر و ارتباط برقرار کردن با مخاطب خوب بود و مرموز بودنش رو دوست داشتم اما نتونستم با آخرش ارتباط بگیرم ولی در کل خوب بود ممنون از نشر عزیز و نویسنده محترم برای اون دسته عزیزانی که کتابهای معمایی و ایرانی میپسندن پیشنهاد میشه