در یکی از بزرگترین سفینهها که به مقصد مریخ حرکت میکرد، پیرمردی در کنار پنجره نشسته بود. او زمزمهکنان زیر لب گفت: «زمین... خانهی اجدادیمان بود. اما اکنون، فقط خاطرهای از آن باقی خواهد ماند.»
چند روز بعد، دیگر هیچ نشانی از زندگی و تمدن بر روی زمین باقی نمانده بود...
اشکان رضاییپور نویسنده ایرانی متولد سال 1370 میباشد.
سلام ممنونم بسیار کتاب خوبی بود ✨ زینب هستم