1. خانه
  2. /
  3. کتاب در باب علم

کتاب در باب علم

نویسنده: سیمون وی
3.9 از 1 رأی

کتاب در باب علم

ضرورت و عشق به پروردگار
On science, necessity, and the love of God
انتشارات: نیلوفر
٪10
420000
378000
معرفی کتاب در باب علم
کتاب «در باب علم، ضرورت و عشق به پروردگار» نوشته‌ی سیمون وی مجموعه‌ای از جستارهای فلسفی است که جایگاهی بنیادین در دستگاه فکری او دارد، هرچند در مقایسه با آثاری چون «ثقل و فیض» یا«در انتظار خدا» کمتر شناخته شده است. این کتاب که در ترجمه و ویرایش ریچارد ریس و به همت انتشارات دانشگاه آکسفورد منتشر شده، حاصل تأملات وی درباره‌ی علم مدرن، مفهوم ضرورت، و امکان عشق به خدا در جهانی است که به‌ظاهر زیر سلطه‌ی قانون‌مندی‌های بی‌روح طبیعی قرار دارد. وی در این جستارها نه در پی ارائه‌ی نظامی فلسفی بسته، بلکه در جست‌وجوی روشن‌کردن نسبت‌های پنهان میان شناخت علمی، محدودیت‌های انسانی و امر الهی است. در نگاه سیمون وی، علم مدرن را نمی‌توان به‌سادگی منبعی خنثی و مطلق برای حقیقت دانست. او با نگاهی انتقادی نشان می‌دهد که اندیشه‌ی علمی، هرچند دستاوردی عظیم در فهم نظم جهان است، همواره در چارچوب‌های تاریخی، زبانی و فرهنگی معینی شکل می‌گیرد. از این‌رو، علم نه بیرون از انسان، بلکه در دل وضعیت انسانی عمل می‌کند. وی با این رویکرد، این تصور رایج را به چالش می‌کشد که علم می‌تواند بی‌واسطه و مستقل از ارزش‌ها، معنای نهایی واقعیت را عرضه کند. دانشمند نیز، همچون هر انسان دیگری، درون شبکه‌ای از ضرورت‌ها، پیش‌فرض‌ها و محدودیت‌ها می‌اندیشد. مفهوم «ضرورت» در این کتاب نقشی محوری دارد. وی ضرورت را صرفا به معنای جبر فیزیکی یا قوانین ریاضی تقلیل نمی‌دهد، بلکه آن را ساختار بنیادینی می‌داند که جهان و تجربه‌ی انسانی را سامان می‌دهد. انسان ضرورت را نه‌فقط در حرکت سیارات یا روابط عددی، بلکه در رنج، محدودیت، کار، زمان و حتی شکست‌های اخلاقی تجربه می‌کند. آنچه اندیشه‌ی وی را از قرائت‌های جبرگرایانه جدا می‌کند، این است که ضرورت برای او نفی‌کننده‌ی معنا یا آزادی نیست، بلکه شرط امکان آن‌هاست. آزادی انسانی نه در حذف ضرورت، بلکه در نحوه‌ی مواجهه با آن پدیدار می‌شود. در همین نقطه است که پیوند میان ضرورت و عشق به خدا شکل می‌گیرد. برخلاف سنت‌هایی که عشق الهی را گریز از جهان یا شورشی علیه نظم موجود می‌فهمند، سیمون وی عشق به خدا را به‌منزله‌ی رضایت عمیق به ضرورت تفسیر می‌کند. عشق، از نظر او، نه میل به تغییر ساختار جهان به سود خواست خود، بلکه پذیرفتن کامل نظمی است که انسان را محدود می‌کند. این پذیرش، به معنای تسلیم منفعلانه نیست، بلکه نوعی آگاهی اخلاقی و معنوی است که در آن خودمحوری کنار می‌رود. این ایده با مفهوم محوری «بی‌خلقی» در اندیشه‌ی وی پیوند دارد؛ فرایندی که طی آن فرد از مرکزیت خویش دست می‌کشد تا واقعیت-و در نهایت خدا-بتواند خود را آشکار کند. وی در جستارهای این کتاب، نقدی جدی بر فرهنگ مدرن و تخصص‌گرایی افراطی نیز وارد می‌کند. به باور او، علم جدید با تکه‌تکه‌شدن به رشته‌های بسته و خودبسنده، به نوعی فروپاشی افق مشترک معنا دچار شده است. وقتی هر حوزه‌ی دانشی به «قبیله‌ای» مستقل بدل می‌شود، پیوند میان شناخت علمی، مسئولیت اخلاقی و تأمل معنوی از میان می‌رود. وی این وضعیت را خطری برای فرهنگ انسانی می‌داند، زیرا دانشی که از معنا و عشق جدا شود، هرچند کارآمد، در نهایت تهی‌کننده است. نثر و استدلال‌های کتاب فشرده، انتزاعی و گاه دشوارند و خواننده را به مشارکت فعال فکری فرا می‌خوانند. این اثر نه برای آرام‌کردن، بلکه برای ناآرام‌کردن ذهن نوشته شده است؛ برای واداشتن خواننده به بازاندیشی نسبت خود با علم، اجبارهای جهان و امکان تجربه‌ی امر قدسی. همین ویژگی، در کنار عمق اخلاقی و متافیزیکی جستارها، کتاب را به متنی چالش‌برانگیز بدل می‌کند که انسجامش نه از خط روایی، بلکه از وحدت دغدغه‌های فکری نویسنده حاصل می‌شود. در مجموع، «در باب علم» یکی از کلیدی‌ترین متون سیمون وی برای فهم پروژه‌ی فکری اوست؛ متنی که علم را از مطلق‌سازی می‌رهاند، ضرورت را از جبر کور جدا می‌کند و عشق به خدا را نه در گریز از جهان، بلکه در پذیرش آگاهانه‌ی محدودیت‌های آن می‌جوید. این کتاب برای خوانندگانی که به فلسفه‌ی علم، متافیزیک، الهیات و نقد فرهنگی علاقه‌مندند، نه فقط منبعی نظری، بلکه تجربه‌ای فکری است که نسبت دانش، رنج و معنا را از نو پیش چشم می‌گذارد.
درباره سیمون وی
درباره سیمون وی
سیمون وی فیلسوف، عارف مسیحی و فعال اجتماعی فرانسوی بود. در اواخر سنین نوجوانی به جنبش‌های کارگری پیوست و نویسندهٔ پارچه‌نوشته‌هایی بود که در تظاهرات دفاع از حقوق کارگران حمل می‌شد. در این ایام، او یک مارکسیست، صلح طلب و عضو سندیکا بود. در همان ایام که به تدریس اشتغال داشت مقالاتی دربارهٔ مسایل اجتماعی و اقتصادی در نشریهٔ سندیکا می‌نوشت. در مقالهٔ آزادی و بیداد و چند مقالهٔ کوتاه دیگر بود که افکار رایج مارکسیستی را به نقد کشید و بدبینی‌اش را نسبت به محدودیت‌های مارکسیسم و کاپیتالیسم ابراز کرد. وی در اعتصاب سراسری فرانسه در سال ۱۹۳۳ در اعتراض به بی‌کاری و کاهش دست‌مزدها شرکت کرد. در ۱۹۳۵ به تدریس ادامه داد و بیش‌تر درآمدش را صرف فعالیت‌های سیاسی و خیریه کرد. بر خلاف صلح‌طلبی‌اش، در سال ۱۹۳۶ در جنگ داخلی اسپانیا به نفع جمهوری‌خواهان جنگید. او خودش را یک آنارشیست معرفی کرد و به گروهان سباستین فور-شاخهٔ فرانسوی‌زبان جنگ‌جویان آنارشیست- پیوست تا با فاشیستها بجنگد.
نظر کاربران در مورد "کتاب در باب علم"
1 نظر تا این لحظه ثبت شده است

عشق به پروردگار! 🤣

1404/10/10 | توسطted Bundy
0
| |