مرزهای ادراک حسی انسان و چالش ابدی زمان، همان نقطهی تلاقی عجیبی است که کتاب «پیشآگاهی و گذشتهآگاهی» نوشتهی ای. داگلاس دین روی آن دست میگذارد تا یکی از جنجالیترین پروندههای فراروانشناسی را بازخوانی کند. این اثر که در واقع بخشی از پروژهی پژوهشی بزرگ «کاوشهای فراروانی» تحت نظارت ادگار میچل، فضانورد معروف آپولو ۱۴ است، تلاش دارد تا پدیدههایی مثل حس ششم، پیشبینی آینده در خواب و الهامات قلبی را از لایههای ضخیم خرافات و رمالی بیرون بکشد و آنها را در ترازوی آزمایشهای آزمایشگاهی عیار بسنجد. نویسنده که خود فیزیکدان، شیمیدان و رئیس سابق انجمن فراروانشناسی آمریکا بوده، با رویکردی کاملا تجربی به سراغ این پرسش میرود که آیا آگاهی انسان توانایی عبور از پیوستار خطی زمان را دارد یا خیر. متن کتاب مانند یک گزارش دقیق علمی ساختاریافته است و تلاش میکند با تکیه بر آمار، ریاضیات و ابزارهای سنجش تغییرات فیزیولوژیک بدن مانند ضربان قلب، جریان خون و نوارهای مغزی، شواهدی ملموس برای پدیدهی ادراک فراحسی ارائه دهد. داگلاس دین در بخش نخست کتاب تمرکز ویژهای بر پدیدهی پیشآگاهی یا همان دریافت اطلاعات از رویدادهای آینده پیش از وقوع آنها دارد و پارادوکس تاملبرانگیزی را مطرح میکند؛ او معتقد است پیشبینی آینده از نظر فلسفی و تئوریک، سختترین پدیده برای درک انسان است چون با قانون علیت در فیزیک سنتی کاملا تضاد دارد، اما در عین حال راحتترین و فرمولپذیرترین پدیده برای اثبات در محیطهای کنترلشدهی آزمایشگاهی به شمار میرود. نویسنده برای تبیین این ادعا به صدها مطالعهی موردی خودبهخودی و مستند مانند پیشبینی فجایع انسانی بزرگ اشاره میکند و سپس پای آزمایشهای مدرن ثبتشده با دستگاههای الکترونیکی را به میان میکشد. او نشان میدهد که چگونه سیگنالهای بدنی یک فرد، ثانیههایی قبل از مواجهه با یک محرک ناگهانی یا انفجار، واکنشهای دفاعی از خود بروز میدهند؛ گویی مغز و سیستم عصبی انسان پیش از وقوع حادثه، با زمان آینده مماس شدهاند. این نگاه به رویاهای صادقه در آزمایشگاه و بررسی دادههای آماری جی. بی. راین و استنلی کریپنر، لایههای عمیقی از این کتابچهی فشرده را باز میکند که فراتر از فرضیات سادهی رایج در اینترنت است و نشان میدهد که ذهن احتمالا مکانیسمی هولوگرافیک برای خوانش آینده دارد. در سوی دیگر این پیوستار زمانی، پدیدهی گذشتهآگاهی قرار دارد که نویسنده آن را به عنوان آگاهی مستقیم از رخدادهای گذشته، بدون واسطهی حافظه یا منابع تاریخی تعریف میکند. داگلاس دین با شجاعت علمی اعتراف میکند که گزارشهای مربوط به گذشتهآگاهی بسیار نادرتر هستند و راستیآزمایی آنها در محیط آزمایشگاه به شدت دشوار است، زیرا همیشه این چالش جدی وجود دارد که شاید فرد این اطلاعات را قبلا از طریق کانالهای پنهان حافظه، شنیدهها یا مطالعات فراموششده به دست آورده باشد. با این حال، کتاب «پیشآگاهی و گذشتهآگاهی» با تکیه بر تجربیات مستند افرادی مانند جین دیکسون و تلفیق مفاهیم فیزیک جدید، مثل نظریههای الکترومغناطیسی و اعداد مختلط، تلاش میکند تا نشان دهد زمان آنطور که ما به صورت صلب و خطی تصور میکنیم جریان ندارد.