این کتاب نشان می دهد که عرفان شیعه، تنها یک حوزه نظری نیست، بلکه شریان حیاتی فرهنگ و تمدن ایرانی- اسلامی بوده است. از خوشنویسی و معماری تا موسیقی و صنایع دستی و همچنین زیباترین متون عاشقانه و ظریف عرفانی در نظم و نثر فارسی خلق کرده، و زبان های پیرو آن را به جهان عرضه نموده، بنیان گذار حکمت متعالیه و فلسفه اشراق در علوم عقلی و زمینه ساز فرهنگ غنی فتوت، جوانمردی و آداب و رسوم معنوی در خانقاه ها و تکیه ها بوده است.این اثر در مقام دفاع از شاخه اصلی معنویت اسلامی برآمده است تا غبار جهالت را از چهره عرفان شیعه بزداید.مولف با نقد و رد دیدگاه های مغرضانه و مخدوش منابعی چون (کامل مصطفی شیبی) و (هاشم معروف الحسنی)که به ناحق، عرفان اسلامی و تشیع را عامل انحرافات دانسته اند، اصالت این جریان را اثبات می کند.