1. خانه
  2. /
  3. کتاب تن‌های محجر

کتاب تن‌های محجر

پیشنهاد ویژه
3.4 از 1 رأی

کتاب تن‌های محجر

خاطرات آزاده ایرانی قدمعلی اسحاقیان
Petrified bodies
٪30
332000
232399
معرفی کتاب تن‌های محجر

مهمان دیگر و همیشگی سلولم، یک هزارپا بود. آن قدر بزرگ بود که واقعا فکر می کردم هزارتا پا دارد. می دانستم بودنش در سلول، غنیمت است، و شر حشرات کوچک را از سرم کم می کند. برای همین تصمیم گرفتم زندگی مسالمت آمیز را با او در پیش بگیرم.


‏‏زمانی که ما از لشکرمان جدا افتادیم و اسیر شدیم، کمتر از ده نفر بودیم. بعد از اسارت،‏‎ ‎‏عراقی ها ما را با اذیت و آزار و کتک بسیار به منطقه دیگری منتقل کردند و در آنجا‏‎ ‎‏کتفهای ما را محکم از پشت بستند.


چندین بار هم تصمیم به اعدام و به رگبار بستن ما‏‎ ‎‏گرفتند، ولی از این کار منصرف شدند. بعد هم ما را کنار خاکریزی نشاندند. با اینکه شب‏‎ ‎‏بود و تاریک بود، یک افسر عراقی آمد و عکس کوچکی از حضرت امام را مقابل ما‏‎ ‎‏گرفت و از ما خواست که به ایشان جسارت کنیم.


دستهای ما بسته بود و به هیچ وجه‏‎ ‎‏نمی توانستیم تکان بخوریم. همین طور که روی زمین نشسته بودیم، او عکس امام را‏‎ ‎‏مقابل صورتمان می گرفت، نفر اول عکس امام را بوسید.


افسر عراقی عکس را عقب‏‎ ‎‏کشید و گفت: جسارت کن. جسارت نکرد. بعد عکس را جلوی چند نفر دیگر گرفت.‏‎ ‎‏همه عکس را بوسیدند. سرانجام، او منصرف شد و ما را رها کرد؛ برای اینکه ما در کنار‏‎ ‎‏خاکریز بودیم و هر لحظه امکان داشت همه ما را به رگبار ببندند.‏

درباره امیرمحمد عباس نژاد
درباره امیرمحمد عباس نژاد

امیرمحمد عباس‌نژاد نویسنده ایرانی متولد سال 1361 می‌باشد.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب تن‌های محجر" ثبت می‌کند