زمانی که دختر جوان تهیدستی دو دزد را استخدام میکند تا برای نجات دهکدهی دورافتادهاش به او کمک کنند، پای رایریا به نقشههای اسراهادون جادوگر باز میشود. در حالی که رویس تلاش میکند از راز و رمز برج باستانی الفی سر دربیاورد، هادرین به تکاپو میافتد تا اهالی دهکده را سامان بخشد تا بتوانند از خود در برابر قاتلی رویتناشدنی دفاع کنند. باری دیگر، یک سرقت شمشیر ساده پای دو دزد را به معرکهای باز میکند که میتواند سرنوشت جهان ایلان را رقم بزند.