زن کتابفروشی که زندگی شخصی و کاریاش در آستانۀ نابودی کامل قرار دارد؛ در ناپایدارترین شرایط ممکن، تصمیم عجیبی میگیرد: در یک وبسایت دوستیابی ثبتنام میکند و سعی دارد در مدت سیدقیقهای قرار ملاقاتش، با گوش دادن به حرفهای آدم غریبهای که روبهرویش نشستهاند، کتابی متناسب با حالوهوای زندگی آنها پیشنهاد دهد. او تنها، به چیزی نیاز دارد که با آن بتواند به زندگی ادامه دهد و دوباره شادی را تجربه کند. از متن کتاب اگر کسی را نشناسید، واقعا نمیتوانید کتابی را به او توصیه کنید و اگر خودتان آن را عمیقا نخوانده باشید، نمیتوانید آن را به کسی پیشنهاد دهید. تازه، نمیتوان کتابی را بیدلیل و بدون انگیزه به کسی معرفی کرد. باید واقعا دلتان بخواهد آن شخص آن را بخواند و به این فکر کرده باشید که آن کتاب خاص برای او چه معنایی خواهد داشت.