1. خانه
  2. /
  3. کتاب هنر و نافلسفه

کتاب هنر و نافلسفه

نویسنده: مهدی رفیع
3.5 از 1 رأی

کتاب هنر و نافلسفه

جستارهایی در ترانقد
art and noPhilosophy
انتشارات: بینش نو
٪15
900000
765000
معرفی کتاب هنر و نافلسفه
رابطه‌ی میان فرم هنری و مفاهیم انتزاعی همواره یکی از چالش‌برانگیزترین میدان‌های مواجهه در علوم انسانی بوده است، اما کتاب «هنر و نافلسفه: جستارهایی در ترانقد» نوشته‌ی مهدی رفیع این نسبت را از زاویه‌ای کاملا دگرگون‌شده و فراتر از قالب‌های مرسوم بررسی می‌کند. رفیع به عنوان پژوهشگر مستقل و مدرس فلسفه، در این اثر حدود ۲۴ جستار یا مقاله را که حاصل یک دهه‌ قلم‌زدن و واکاوی مداوم اوست، گردآوری کرده است. چینش منسجم و کرونولوژیک (ترتیب زمانی) این متن‌ها به مخاطب اجازه می‌دهد تا سیر تحول فکری نویسنده را در مواجهه با هنر معاصر تعقیب کند. نکته‌ی بنیادین کتاب این است که برخلاف سنت‌های قدیمی زیبایی‌شناسی که همواره فلسفه را در مقام یک مفسر کلان و همه‌چیزدان بالای سر هنر می‌نشاندند، در اینجا هنر به عنوان یک قلمرو مستقل، اندیشه‌ورز و خودبسنده معرفی می‌شود؛ بستری پویا که نه نیازی به قیمومیت مفاهیم صلب فلسفی دارد و نه قرار است صرفا موضوعی برای لذت بصری یا فرمالیسم محض باشد، بلکه خود روشی مجزا برای تفکر و تولید معنا به شمار می‌رود.
هسته‌ی سخت و محرک اصلی این جستارها، مفهوم کلیدی و جذاب «ترانقد» است که نویسنده آن را با الهام از نظریه‌ی «تراگذری» فلیکس گتاری، روان‌کاو و فیلسوف مطرح فرانسوی، پرورش داده و تبیین کرده است. جملات کتاب با فراز و فرودهای ساختاری خود به ما یادآوری می‌کنند که نقد هنر اگر می‌خواهد از دام گزارش‌های ژورنالیستی یا تحلیل‌های خشک جامعه‌شناختی رها شود، باید به ابزار ترانقد مجهز گردد؛ رویکردی که میشل فوکو از آن به عنوان فلسفه‌ی آینده یاد می‌کرد و در این کتاب به شکل تداوم فلسفه با ابزارهایی دیگر جلوه‌گر می‌شود. رفیع با پل زدن به مفهوم «نافلسفه» (Non-philosophy) که بازتابی از تفکر متفکرانی چون فرانسوا لاروئل و فیلسوفان پساساختارگراست، نشان می‌دهد که چطور در دوران پسادلوزی، احساس و تفکر از یکدیگر تفکیک‌ناپذیرند و هنر در بالاترین سطح خود، به میدان «شدن» و خروج از ساختارهای تثبیت‌شده تبدیل می‌شود. در این فضای بین‌رشته‌ای، نظریات روان‌کاوی و فلسفی فیلسوفانی مانند زیگموند فروید، ژاک لکان، آنری برگسون و نیچه در کنار ژیل دلوز و گتاری، به کار گرفته می‌شوند تا پتانسیل‌های رادیکال و لایه‌های پنهان پدیدارهای فرهنگی عیان شوند.
نویسنده این دستگاه‌های پیچیده‌ی تئوریک را مستقیما به کالبدشکافی آثار انضمامی در حوزه‌های سینما، ادبیات و هنرهای تجسمی پیوند زده و در بخش‌های سینمایی، ما با بازخوانی‌های متفاوتی از جهان تصویر در آثار کارگردانان بزرگی نظیر ژان‌لوک گدار، لوئیس بونوئل، اریک رومر و همچنین سینمای بومی و تلخ سهراب شهید ثالث مواجه می‌شویم. در قلمرو ادبیات و هنرهای تجسمی نیز نویسنده به سراغ ساختارشکنی‌های کلاریس لیسپکتور، شعر فروغ فرخزاد و نقاشی‌های متمایز ابوالقاسم سعیدی و مسعود عربشاهی می‌رود تا نشان دهد چگونه این هنرمندان بدون غرق شدن در منطق صوری، دست به خلق ایده زده‌اند. کتاب در این لایه‌برداری‌ها حتی به نسبت میان امر بومی و امر جهانی در هنر معاصر ایران می‌پردازد و این پرسش محققانه را پیش می‌کشد که آثار ایرانی در هاضمه‌ی جهانی‌شدن، چگونه هویت محلی خود را بازتعریف می‌کنند و در برابر تبدیل شدن به یک کالای لوکس و تزیینی در بازار سرمایه‌داری یا فروکاسته شدن به ابزار پروپاگاندای سیاسی مقاومت می‌ورزند.
کتاب «هنر و نافلسفه» نشان می‌دهد که هنر معاصر در وضعیت کنونی خود، به سمت نوعی تفکر غیرنظام‌مند و پویا حرکت می‌کند که در آن مرزهای میان خلق، تجربه و نقد مدام در حال جابه‌جایی و بازآفرینی است و درک این وضعیت نیازمند عبور شجاعانه از مرزهای سنتی علوم انسانی است.
درباره مهدی رفیع
درباره مهدی رفیع
مهدي رفيع متولد سال 1362 ، نویسنده و مدرس حوزه ی فلسفه می باشد.
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب هنر و نافلسفه" ثبت می‌کند