«درآمدی بر فلسفهٔ کلاسیک اسلامی» نوشتهٔ الیور لیمن، کتابی برای روایت زندگی فیلسوفان مسلمان یا ارائهٔ تاریخی خطی از کندی تا ابنرشد نیست. لیمن فلسفهٔ اسلامی را از خلال مسئلههایی بازسازی میکند که فیلسوفان، متکلمان و منتقدان فلسفه بر سر آنها اختلاف داشتند: آیا جهان حادث است یا قدیم؟ رابطهٔ خداوند با زنجیرهٔ علل چیست؟ نفس چگونه میتواند باقی بماند؟ خداوند چگونه جزئیات را میداند؟ اخلاق به فرمان الهی وابسته است یا عقل میتواند مستقلا خوب و بد را تشخیص دهد؟ و مهمتر از همه، اگر عقل و ظاهر وحی به نتایجی متفاوت برسند، کدامیک چگونه باید تفسیر شود؟ کتاب نسخهٔ بازنگریشده و گسترشیافتهٔ اثری است که لیمن در ۱۹۸۵ با عنوان «درآمدی بر فلسفهٔ اسلامی قرون وسطی» منتشر کرده بود. تغییر عنوان بیاهمیت نیست. لیمن در مقدمهٔ ویراست دوم صریحا با رویکردی مخالفت میکند که فلسفهٔ اسلامی را فقط حلقهای تاریخی میان یونان و فلسفهٔ لاتینی یا بخشی از «تاریخ اندیشه» میبیند. هدف او این است که استدلالهای فارابی، ابنسینا، غزالی، ابنرشد و حتی ابنمیمون را مانند استدلالهای فلسفی زنده بررسی کند: مقدماتشان چیست، نتیجه چگونه به دست میآید و کجا میتوان به آنها اعتراض کرد. بخش نخست کتاب پیرامون حملهٔ غزالی به فلاسفه سازمان یافته است. بحث از آفرینش جهان آغاز میشود و لیمن تقابل غزالی و ابنرشد را دربارهٔ قدم یا حدوث عالم دنبال میکند؛ سپس ابنمیمون را نیز وارد مناظره میکند و از آنجا به مسئلهٔ علیت میرسد. این سازماندهی نشان میدهد اختلاف بر سر آفرینش فقط مسئلهای کلامی نیست: تصور ما از علت طبیعی، ضرورت، معجزه و نسبت فعل خداوند با جهان به آن وابسته است. در ادامه، جاودانگی نفس و عقل فعال و سپس مسئلهٔ علم خداوند به جزئیات بررسی میشوند. بخش دوم از متافیزیک به عقل عملی حرکت میکند. لیمن مسئلهٔ عینیت اخلاق دینی، رابطهٔ سعادت با فلسفه و جامعه و سرانجام شیوهٔ خواندن فلسفهٔ اسلامی را بررسی میکند. عرفان و حکمت اشراق نیز در همین بخش وارد بحث میشوند. بنابراین کتاب به «فلسفهٔ مشائی» محدود نمیماند، هرچند ثقل اصلی آن همچنان بر مناظراتی است که از میراث ارسطویی و نوافلاطونی شکل گرفتهاند. یکی از نقاط قوت اثر همین روش مسئلهمحور است. ابنسینا یا ابنرشد در کتاب به صاحبان مجموعهای از عقاید تاریخی تبدیل نمیشوند؛ باید استدلالشان را دنبال کرد و دید آیا واقعا کار میکند. اما همین انتخاب محدودیتی نیز ایجاد میکند. تمرکز سنگین بر مناقشهٔ عقل و وحی و بر سنتهای مشائی ممکن است تنوع فلسفه در جهان اسلامی را کمتر از آنچه بوده نشان دهد؛ بهویژه سنتهایی که با این چارچوب مسئلهپردازی بهآسانی توضیح داده نمیشوند. برخی خوانشهای لیمن نیز آشکارا تفسیری و قابل مناقشهاند، نه گزارشهایی خنثی از اجماع پژوهشگران. ارزش «درآمدی بر فلسفهٔ کلاسیک اسلامی» شاید دقیقا در همین امتناع از موزهایکردن این سنت باشد. لیمن از خواننده نمیخواهد بداند فیلسوفان مسلمان چه میگفتند تا پروندهٔ تاریخی آنان را ببندد؛ او میخواهد بپرسیم اگر استدلالشان امروز مقابل ما قرار گیرد، با آن چه خواهیم کرد. تاریخ فلسفه در این صورت تاریخ پاسخهای مرده نیست، بلکه تاریخ پرسشهایی است که هنوز میتوانند دوباره آغاز شوند.
درباره اولیور لیمن
اولیور لیمن (متولد 1950) استاد فلسفه و استاد زانتکر مطالعات یهودا در دانشگاه کنتاکی است، از سال 2000 به تدریس می پردازد. او به مطالعه تاریخ فلسفه اسلامی، یهودی و شرقی می پردازد. وی دکترای خود را در سال 1979 از دانشگاه کمبریج دریافت کرد.