مجید سنجری، شاعر، نویسنده و پژوهشگر مستقل حوزه عرفان و ادبیات معاصر است. بیش از بیست سال به مطالعه و تحلیل متون کلاسیک صوفیانه، بهویژه اندیشههای حسین بن منصور حلاج،بایزید بسطامی و شیخ ابوالحسن خرقانی پرداخته و در این مسیر، به نگارش مقالات و متون پژوهشی در زمینه عرفان اسلامی و ادبیات تأملی اهتمام داشته است. وی در پژوهش و تفسیر کلام عطار نیشابوری در کتاب تذکرةالاولیا زبانی گیرا دارد وی همچنین در زمینه دیدگاه عینالقضات همدانی در عرفان و تعالیم صوفیانه و الهیات مقالات متعدد به رشته تحریر در آورده است تمرکز علمی و ادبی او بر پیوند میان عرفان، انسان معاصر و بازخوانی مفاهیم معنوی در زبان امروز است.
مجید سنجری، نامی آشنا در سپهر ادبیات معاصر ایران، نه فقط شاعری است که واژگان را با ظرافت میسراید، بلکه منتقد ادبی ژرفنگر و پژوهشگر خستگیناپذیر عرفان است. او در کسوت یک شاعر، با قلمی پویا و نگاهی نو، به کاوش در ساحتِ معنا میپردازد و در سرودههایش، گویی پژواکِ تجربههای ناب انسانی را به گوش جان میرساند. به عنوان یک منتقد ادبی، سنجری با تحلیلی دقیق و موشکافانه، آثار کلاسیک و معاصر را مورد کنکاش قرار میدهد. نقد او نه صرفاً قضاوت، بلکه گفتگویی سازنده با متن است؛ تلاشی برای روشن کردن لایههای پنهان معنا و گشودن دریچههایی نو به سوی فهم عمیقتر آثار. اما در حوزه پژوهش عرفانی است که سنجری گویی خانهی اصلی خویش را یافته است. او با اشتیاقی وصفناپذیر، به سیر در آثار و افکار بزرگان عرفان، همچون حسین منصور حلاج، بایزید بسطامی و شیخ ابوالحسن خرقانی میپردازد. در این مسیر، عطار نیشابوری و عین القضات همدانی نیز از جمله شخصیتهایی هستند که سنجری با قلم توانای خود، زوایای تازهای از اندیشه و جهانبینی آنها را برای مخاطب روشن میسازد. او در این پژوهشها، نه تنها به تبیین مفاهیم پیچیدهی عرفانی میپردازد، بلکه سعی دارد تا پیوند این اندیشههای کهن را با ساحتِ انسانِ معاصر برقرار سازد. در کنار این فعالیتهای عمیق علمی و ادبی، دو اثر وی ، «روشنایی یعنی زن» و «ابرها کفش پوشیده بودند»، گواه توانایی ایشان در پرداختن به موضوعات گوناگون با نگاهی شاعرانه و فلسفی است. «روشنایی یعنی زن» که عنوان آن به تنهایی سرشار از معنا و ایهام است، گویی دریچهای به سوی درکِ جایگاهِ بنیادینِ زن در هستی و نورانیتِ وجود او میگشاید. و «ابرها کفش پوشیده بودند»، با تصویری بدیع و سورئال، ذهن مخاطب را به سفری خیالی و پر از استعاره فرا میخواند، سفری که در آن، عادیترین پدیدهها نیز رنگی نو به خود میگیرند. مجید سنجری، با مجموعهای از این فعالیتهای چندوجهی، به عنوان شاعری که از دل عرفان سخن میگوید، منتقدی که به دنبال حقیقت در کلام است، و پژوهشگری که تاریخ اندیشهی دینی را بازمیخواند، جایگاهی ویژه در ادبیات معاصر ایران دارد.