«چگونه زنده ایم» اثر فیلیپ بال، منتشرشده در سال ۲۰۲۳، کتابی مهم در حوزه علوم عامهفهم، زیستشناسی نوین و فلسفه علم است که میکوشد برداشت رایج و سادهسازیشده از حیات را به چالش بکشد. ایده مرکزی کتاب نقد استعارهای است که دههها بر زیستشناسی سایه انداخته است: بدن به مثابه ماشین و دیانای به عنوان نقشه، برنامه یا کد نهایی حیات. بال استدلال میکند که این زبان، اگرچه در مقاطعی برای پیشرفت علم مفید بوده، اکنون به مانعی مفهومی تبدیل شده است؛ زیرا حیات را بیش از حد خطی، مکانیکی و ژنمحور نشان میدهد. از نظر او، زیستشناسی امروز باید به جای جستوجوی فرماندهی مطلق در ژنها، به شبکههای پیچیده، چندسطحی و پویایی توجه کند که در آنها سلولها، بافتها و ارگانیسمها در تعامل مداوم با محیط خود معنا پیدا میکنند. کتاب با بازنگری انتقادی در انتظاراتی آغاز میشود که پیرامون پروژه ژنوم انسان شکل گرفته بود. در روایت عمومی آن دوران، تصور میشد با خواندن کامل دیانای انسان، راز بیماریها، رفتارها و ویژگیهای زیستی آشکار خواهد شد. اما نتیجه واقعی پیچیدهتر بود: داشتن فهرستی از ژنها به معنای فهم عملکرد بدن نیست. بال توضیح میدهد که ایده ساده «یک ژن برای یک صفت» در بیشتر موارد ناکافی و گمراهکننده است. بسیاری از صفات و بیماریها نتیجه تعاملات گسترده میان تعداد زیادی ژن، شرایط محیطی، سازوکارهای تنظیمی و تاریخچه زیستی ارگانیسماند. از این منظر، ژنها نه فرمانروایان مطلق بدن، بلکه اجزایی درون یک سیستم ارتباطی بزرگتر هستند. یکی از بخشهای روشنگر کتاب به پروتئینها اختصاص دارد. زیستشناسی کلاسیک اغلب پروتئینها را ساختارهایی منظم، پایدار و قابل پیشبینی معرفی میکرد که مانند قطعات ماشین با یکدیگر چفت میشوند. بال با طرح مفهوم پروتئینهای ذاتا نامنظم نشان میدهد که بخش مهمی از حیات بر انعطاف، نوسان و سازگاری بنا شده است. این پروتئینها شکل ثابت و نهایی ندارند، بلکه بسته به زمینه، شریک مولکولی و نیاز سلول تغییر رفتار میدهند. چنین تصویری با مدلهای صلب مکانیکی سازگار نیست و نشان میدهد که نظم زیستی الزاما از ثبات سختگیرانه نمیآید، بلکه میتواند از پویایی، احتمال و قابلیت پاسخگویی پدیدار شود. بحث مهم دیگر کتاب، عاملیت سلولی است. بال سلولها را چرخدندههایی بیاختیار در ماشین بدن نمیداند، بلکه آنها را واحدهایی حساس، پاسخگو و مسئلهحلکن توصیف میکند. منظور او از عاملیت، آگاهی انسانی یا اراده فلسفی نیست، بلکه توانایی سلولها در دریافت سیگنال، پردازش اطلاعات، تغییر رفتار و هماهنگی با دیگر سلولهاست. در تکوین جنین، ساخت اندامها فقط با اجرای یک دستور ژنتیکی از پیش نوشتهشده توضیح داده نمیشود؛ بلکه ارتباطات شیمیایی، نیروهای مکانیکی، میدانهای بیوالکتریک و تعاملات محلی میان سلولها نقش تعیینکننده دارند. بدن، در این نگاه، بیشتر شبیه گفتوگویی زنده میان اجزای متعدد است تا ماشینی که از روی نقشهای ثابت مونتاژ شود. نقطه قوت اصلی «چگونه زنده ایم» در تغییر زبان فهم حیات است. بال با دقت نشان میدهد که استعارهها بیطرف نیستند؛ وقتی از ژنها به عنوان «برنامه» یا از سلولها به عنوان «ماشین» سخن میگوییم، ناخواسته نوع خاصی از پرسشها و پاسخها را ترجیح میدهیم. او بدون فروغلتیدن به شبهعلم یا تبیینهای رازآلود، مفاهیمی مانند هدفمندی، سازمانیابی و تصمیمگیری زیستی را در چارچوب علمی و سیستمی بازخوانی میکند. با این حال، کتاب برای خواننده کاملا ناآشنا با زیستشناسی ممکن است متراکم و دشوار باشد و کاربرد واژگانی مانند شناخت یا تصمیمگیری درباره سلولها همچنان میتواند محل مناقشه باشد. با وجود این، اثر بال کتابی بیدارکننده است که نشان میدهد حیات نه یک ماشین ژنتیکی، بلکه شبکهای زنده، سازگار، چندسطحی و نوخاسته است؛ فهمی که میتواند مسیرهای تازهای در پزشکی، زیستشناسی تکوینی و درمان بیماریهای پیچیده بگشاید.
درباره فیلیپ بال
فیلیپ بال ، متولد 1962 ، نویسنده انگلیسی است. وی بیش از بیست سال سردبیر مجله Nature بود. او اکنون در یک ستون در Chemistry World می نویسد. وی در انتشارات مختلفی از جمله "دانشمندان جدید" ، نیویورک تایمز ، گاردین و فایننشال تایمز مشارکت داشته است.